قواعد وقف و ابتدا

يكى از پايه‌هاى مهم ترتيل، رعايت وقف و ابتدا، يعنى دانستن چگونگى ايستادن بر آيه يا بخشى از آن و چگونگى شروع به خواندن قرآن است. چگونگى وقف و ابتدا، دانش مستقلى از علوم قرآن را تشكيل مى‌دهد، اما غالباً در كتاب‌هاى تجويدى نيز به قواعد مهم آن پرداخته مى‌شود.
براى دست‌يابى و بهره‌گيرى عموم مردم از قواعد وقف و ابتدا، دانشمندان، به وضع علايم و نشانه‌هايى در اين‌باره اقدام كرده‌اند كه مهم‌ترين آن‌ها بر روى آيات قرار داده شده است; هم‌چون: مـ‌، ق، ط، لا  و‌...‌.
چون طراح اين علايم، آقاى سجاوندى در كتاب «الوقف و الابتداء» بود، به نام علايم سجاوندى مشهور شد.
چرا در پايان هر آيه كه مى‌ايستيم، حرف حركت‌دار را به صورت ساكن تلفظ‌مى‌كنيم؟
علت آن قاعده‌اى است به نام «وقف اسكان»، كه در علم تجويد درباره آن صحبت مى‌كنند. وقف اسكان به معناى ساكن نمودن است; يعنى غير از دو جا (وقف بر «ة‌ـ‌ـة» كه در وقف به هاء ساكن خوانده مى‌شود و وقف بر تنوين نصب كه به «الف‌مدى» تبديل مى‌شود.) در بقيه كلمات، حركت حرف آخر كلمه هرچه باشد، ساكن مى‌شود. در آخر آيات هم، چون ما وقف مى‌كنيم، ناچار حركت حرف آخر كلمه آخر به سكون تبديل مى‌شود;[1] مانند: «قُلْ هُوَ اللّهُ احدٌ» كه هنگام وقف «اَحَدْ» خوانده مى‌شود.
«ة» هرگاه در آخر كلمه واقع شود، بر اثر وقف تبديل به «ه» مى‌شود; چرا در زكاة و صلاة يا شهادة اين‌گونه‌نيست؟!
در علم قرائت يكى از راه‌هاى وقف، «ابدال» يعنى بدل كردن و عوض نمودن و در اصطلاح قرائت، تبديل «تاء تأنيث» به «هاء» است; مانند: «صلاة» كه تاء تأنيث آن هنگام وقف به «هاء» بدل مى‌شود و تبديل به «صلاه» مى‌شود; مانند: حىّ على الصلاة، و تاء تأنيث «زكاة» و «شهادة» نيز طبق همين قاعده، هنگام وقف به هاء تبديل مى‌شود; يعنى در موارد مذكور نيز چنين است.[2] مقصود از وقف در اين‌جا وقف در قرائت است، نه وقف در كتابت; يعنى در اداى حروف و كلمات اين قواعد را رعايت مى‌كنيم، ولى در نوشتن كلمات تصرّف نمى‌كنيم.
براى فراگيرى قواعد وقف و ابتدا در قرآن، چه مواردى را توصيه مى‌كنيد.
ندانستن قواعد وقف و ابتدا موجب بروز مشكلات فراوانى در قرائت قرآن مى‌شود; از جمله: 1. عدم امكان تنظيم نفس در قرائت; 2. ارتكاب وقف قبيح، كه گاه معناى كفرآميز مى‌دهد; 3. كاستن از زيبايى قرائت.
براى آشنايى با قواعد وقف و ابتدا، سه مرحله را بايد طى كرد:
اول: آشنايى با علايم و رموز وقف و وصل، كه معمولا در پايان مصحف شريف نوشته شده‌اند.
دوم: سعى در فراگيرى مفاهيم و معانى آيات قرآن كريم;
سوم: مطالعه كتاب‌هايى كه درباره وقف و ابتدا نوشته شده و يا در كتاب‌هاى تجويدى به موارد مهم آن اشاره شده است.
غفلت نشود كه بهترين راه فراگيرى اين قواعد، شركت در جلسه‌هاى معتبر قرائت قرآن و استفاده از كارشناسان مجرب در اين زمينه است.
راحت‌ترين راه براى بروز مشكلات وقف و ابتدا، تقويت نَفَس با ورزش‌هاى مخصوص مثل كوه‌نوردى، شنا و‌... و وقف نمودن در انتهاى آيات شريف قرآن كريم است.
«وقف سنّت»، چه وقفى است؟
منظور از «وقف سنّت» مواضعى است كه پيامبرگرامى‌اسلام(ص) در آن مواضع هميشه وقف مى‌فرمودند.
اگر در وسط آيه باشد به وقف النبى(ص) مشهور است; مانند: «واستغفره» در سوره‌نصر. موارد ديگر وقف در پايان آيات است كه جهت بيان حدّ آيه مى‌باشد و به «وقف بيان» نيز ناميده مى‌شود. اين نوع وقف در بيان عموم به «وقف سنّت» مشهور است كه بنابر حديث روايت شده از ام سلمه، پيامبر اكرم(ص) هميشه بر پايان آيات وقف مى‌فرمودند[3] و اين روش در قرائت آموزشى اعمال مى‌گردد.[4]
در زير برخى از كلمات قرآن كريم حرف «م» ديده مى‌شود. خواندن آن به چه صورت است و حكم آن چيست؟ در برخى موارد هم حرف «م» در بالاى كلمه است. در چه صورتى علامت وقف است؟ در كجا به كلمه وصل مى‌شود و بايد آن را ادا كرد؟
حرف «ميم» كه در زير يا روى  برخى از كلمات و حروف قرآن آمده، حكايت از اعمال قواعد تجويدى دارد; قواعدى مانند: قلب نون ساكن به ميم; مثل كلمه «لَيُنْبذَنَّ» كه نون قلب به ميم شده و «ليمبذنّ» خوانده مى‌شود.
در «وقف لازم» نيز گاهى حرف «م» بر روى كلمات گذاشته مى‌شود. وقف لازم در جايى است كه اگر به ما بعدش وصل شود، در معناى مقصود، خلل ايجاد مى‌شود; مانند: آيه (إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَم وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُون); تنها كسانى [دعوت تو را] مى‌پذيرند كه گوش شنوا دارند، امّا مردگان[ و آن‌ها كه روح انسانى را از دست داده‌اند، ايمان نمى‌آورند; و]خدا آن‌ها را[ در قيامت] برمى‌انگيزد; سپس به سوى او، بازگردانده مى‌شوند.[5]اگر بعد از «يسمعون» وقف لازم صورت نگيرد در معناى مقصود خلل ايجاد مى‌شود.
حرف ميم در وقف لازم به صورت «مـ» و در موارد اقلاب نون ساكن و تنوين به صورت «م» نوشته مى‌شود.
طريقه نَفَس‌گيرى در تلاوت قرآن و تقويت نَفَس چگونه است؟
در جاهاى متعددى از قرائت مى‌توان بر خلاف قوانين تجويد نفس گرفت; مثلا: در صورت كم آوردن نفس مى‌توان بر سر حرف ساكن داراى صفت شدّت مانند: أ، ج، د، ت، ط، ب، ق، ك...‌، با سرعت نفس گرفته، آيه را ادامه داد. كسانى گرفتار اين مشكل مى‌شوند كه نمى‌توانند نفس خود را با مقامات و نغمات در قرائت قرآن هماهنگ كنند و ناچار قوانين وقف و ابتدا را فداى قوانين آهنگ و نغمات قرآنى مى‌كنند. راه حل گرفتار نشدن در كم آوردن نفس، تقويت علم وقف و ابتداست كه آيات طولانى را به قسمت‌هاى كوتاه تقسيم كرده، وقف نمود.
راه‌هاى تقويت نفس عبارتند از:
1. تمرين در تنفس عميق و افزايش عمق تنفس;
2. ورزش: پياده‌روى، شنا و كوهنوردى;
3. نحوه استفاده صحيح از نفس و هواى بازدم;
4. محدود كردن حروفى كه نفس زيادى مى‌طلبد;
5. تمرين بر روى آيات طولانى و افزايش مقدار آن به صورت تدريجى;
6. غلبه بر اضطراب و استرس در حين قرائت قرآن;
7. مكث قبل از قرائت فراز طولانى و حبس نفس در سينه و سپس قرائت آيه;
8. انتخاب آيات كوتاه يا تبديل آيات بلند به قطعات كوتاه (با رعايت قواعد وقف و ابتدا).
آيا درست است كه پيامبراكرم(ص) هر آيه را با يك نفس مى‌خواند؟ مانند بلندترين آيه سوره بقره؟
آن‌چه در برخى از روايات وارد شده اين است كه پيامبر(ص) بر هر آيه وقف مى‌كرد،[6] ولى وقف كردن بر سر هر آيه به معناى وقف نكردن در بين آيات نيست، بلكه در آيات طولانى، پيامبر(ص) هم با روش صحيح در بين آيه وقف مى‌فرمود.
وقف و ابتدا چيست؟ انواع وقف را نام ببريد و علايم آن را توضيح دهيد.
باب وقف و ابتدا از مهم‌ترين ابواب قرائت قرآن كريم است و رعايت آن‌ها با معانى و مفاهيم آيات قرآنى ارتباط دارد.
«وقف» در لغت به معناى «حبس و حركت نكردن» است و در علم قرائت: «قطع صوت در حين قرائت، همراه با تجديد نفس و سپس ادامه قرائت» را گويند.
وقف بر دو نوع است:
الف) اضطرارى: نوعى وقف است كه در آن به سبب اتمام نفس، عطسه، سرفه، فراموشى آيه و‌...، قارى ناچار به وقف مى‌شود و طبعاً از روى اضطرار، به هر كلمه‌اى كه رسيد بدون توجه به معناى آن وقف مى‌كند.
ب) اختيارى: وقفى است كه قارى به اراده و تشخيص خود، كلمه‌اى را اختيار مى‌كند و بر آن وقف مى‌نمايد.وقف اختيارى چهار نوع است:
1. تام: اگر بين دو عبارت، هيچ نوع رابطه لفظى و معنوى موجود نباشد، بين دو‌عبارت «وقف تام» خواهد بود.
2. كافى: وقفى است كه در آن، هر يك از دو عبارت براى خود جمله مفيدى است و در لفظ نياز به يك‌ديگر ندارند، ولى در معنا به هم تعلق دارند.
3. حَسَن: وقفى است كه در آن، عبارت اول، تمام و مستقل است، ولى عبارت دوم ناقص است و براى كامل شدن خود نياز به عبارت اول دارد.
اين سه قسم وقف كه ذكر شد، بدون اشكال است.
4. قبيح: وقفى است كه در آن، هر دو عبارت، در لفظ و معنا به يك‌ديگر تعلق دارند و هيچ كدام از آن‌ها به تنهايى جمله مفيد نيست. اين وقف صحيح نيست.[7]
برخى از مهم‌ترين علايم وقف عباتند از:
ـ «م»: وقف لازم; وقف الزامى‌است و در صورت وصل، احتمال تغيير مفهوم جمله زياد است.
ـ «قف» و «ط»: وقف مطلق; تأكيد مى‌شود، وقف كنيد. چون موضوع مورد بحث، تمام شده است.
ـ «ج»: وقف جايز; مى‌توان هم وقف و هم وصل كرد.
ـ «ص»: وقف مرخص; به علت طولانى بودن جمله و كمبود نفس، رخصت داده‌مى‌شود تا وقف كنيد و سپس از جاى مناسب شروع به قرائت كنيد.
ـ «لا»: وقف ممنوع; نبايد وقف كرد. اگر به‌طور اضطرارى مجبور به وقف شديد، حتماً بايد برگرديد و دوباره به صورت وصل بخوانيد.
ـ «قلى»: وقف، بهتر از وصل است.
ـ «صلى» و «ز»: وصل، بهتر از وقف است.
ـ «‌...‌‌ـ‌‌...‌»: وقف معانقه; اين علامت سه‌نطقه‌اى اگر بر روى دو كلمه نزديك به هم قرار داده شود، به اين معناست كه در صورت وقف بر هر يك از آن‌ها، بر روى ديگرى نمى‌توان وقف كرد.[8]
شرح علايم به كار رفته در هر نوع كتابت (عثمان طه، طاهر خوش‌نويس و‌...) در پايان قرآن با همان كتابت نيز آمده است.
در مورد  علايم قرآنى (غير از موارد وقف و حركات) توضيح دهيد.
1. «ه»: علامت زياد بودن حرف و تلفظ نكردن آن است.
2. «صـ»: علامت همزه وصل مى‌باشد; مثل: «انّ الله اشترى».
3. «‌‌‌‌‌‌»: علامت مد و كشيدن است; مثل: «جآء، اولئك».
4. «م»: علامت قلب كردن نون ساكن به ميم; مثل: «منم بعد» كه خوانده مى‌شود: «مِمْ‌بَعدْ».
5. «نِ»: علامت كسره دادن تنوينى كه قبل از يك حرف ساكن واقع شود; مثل: قل‌هو الله احد * الله الصمد كه «قل هو الله احدُنِ‌الله الصمد» خوانده مى‌شود.
6. «س»: علامت اين است كه به جاى «صاد»، تلفظ «سين» نيز جايز است. «و‌الله يقبض و يبصـ‌سـط».
و‌...[9]
در برخى از آيه‌هاى قرآن در پايان آيه علامت «لا» هست; يعنى وقف نكنيد، در حالى كه در پايان آيه‌ها وقف مى‌كنند، وظيفه چيست؟
هنگامى كه علامت «لا» در پايان آيه هست، مى‌توان وقف كرد و پايان آيه با ميان آيه تفاوت دارد.
همان‌طور كه مى‌دانيم، وقف يعنى ايستادن در حالى كه نفس بگيريم و «سكت» همين عمل، ولى بدون نفس گرفتن را گويند و طبق قواعد تجويدى اگر در جايى كه بايد وقف‌شود يا به قصد وقف در آيات صبر كنيم، ولى نفس نگيريم، اشتباه است؟ در نماز هم خيلى وقت‌ها اين امر را انجام مى‌دهيم، ازاين‌رو ممكن است چند آيه را با يك نفس بخوانيم، در حالى كه به عقيده خودمان بين آيات وقف كرده‌ايم. لطفاً بگوييد، آيا اين موضوع، باعث باطل شدن نماز يا ايجاد اشكال در نماز مى‌شود؟
براساس فتاواى برخى از مراجع تقليد، وقف به حركت و وصل به سكون نماز را باطل مى‌كند، ولى بنابر فتواى حضرت امام خمينى(ره) نماز را باطل نمى‌كند.[10] لطفاً به توضيح‌المسائل مرجعتان مراجعه فرماييد.



[1]‌. ر.ك: آموزش روخوانى و روانخوانى، درس وقف.
[2]‌. عباس اميد الله كاشانى، علم قرائت، ص‌162‌ـ‌163.
[3]‌. مجمع البيان، ج‌10، ص‌178.
[4]‌. ر.ك: سرهنگ بيگلرى: سرّ البيان فى تجويد القرآن، بحث وقف.
[5]‌. انعام، آيه‌36.
[6]‌. ترجمه‌الميزان، ج‌6، ص‌535; ج‌13، ص‌387.
[7]‌. ر.ك: موسوى بلده، حلية‌القرآن، ج‌2، ص‌121‌ـ‌133.
[8]‌. همان، ج‌1، ص‌59‌ـ‌60.
[9]‌. ر.ك: همان، ج‌1‌ـ‌2.
[10]‌. ر.ك: غلامرضا نيشابورى، استفتائات قرآنى، ص‌69; موسوى بلده، حلية القرآن، ج‌1، ص‌59 و ر.ك: استفتائات (امام خمينى).