2.
حساب رسى
ملاك سنجش اعمال در قيامت چيست؟ و منظور از آن چه
مى باشد؟
در قيامت، حقيقت ميزان «عدل الهى» است. قانون عدل
الهى كه در دنيا سراسر زمين و آسمان را زير بال و پر گرفته (بِالْعَدْلِ
قامَتِ السَّمـواتُ وَ الاَرْضُ)[1] در قيامت نيز همان قانون حاكم است. اين كه در بعضى روايات خود پيامبر
گرامى اسلام(ص) يا امامان(ع) و ... ملاك و ميزان اعمال خوانده شده اند
به خاطر اين است كه اينان نمونه و مظهر عدل او هستند.
بودن ميزان در قيامت و سنجش اعمال انسان ها با
آن از مسايلى است كه جاى شك در آن نيست. خداوند متعال، در اين باره
مى فرمايد: (وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذ الْحَقُّ)[2]; و وزن كردن [اعمال و سنجش ارزش آنها] در آن روز براساس حق است. اما آن چه مهم
است شناخت ترازوى سنجش اعمال است. مسلما در روز رستاخيز اعمال انسان با وسيله خاصى
سنجيده مى شود، نه با چيزهايى همانند ترازوهاى دنيا. از روايات وارده
در اين زمينه به دست مى آيد كه مراد از ميزان اعمال پيامبران، امامان و
افراد صالح مى باشند.
امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه (وَ نَضَعُ
الْمَوَ زِينَ الْقِسْط)[3]; ما ترازوهاى عدل را در قيامت برپا مى كنيم. مى فرمايد: وَ
الْمَوازِينُ الاَنْبياءُ وَ الاَوْصِياءُ وَ مِنَ الْخَلْقِ مَنْ يَدْخُلُ
الْجَنَّةَ بِغَيرِ حِساب;[4]
ميزان سنجش در آن روز پيامبران و اوصياى آنها هستند و از مردم كسانى مى باشند
كه بدون حساب وارد بهشت مى شوند. و در روايت ديگرى فرموده است: اِنَّ
اَميرالْمُؤْمِنينَ وَ الاَئِمَّةَ مِنْ ذُرِّيّتِهِ هُمُ الْمَوازِينُ;[5]
اميرمؤمنان و امامان از فرزندان او ترازوهاى سنجش اند.[6]
در جهان آخرت چه سؤال هايى از انسان پرسيده
مى شود؟
بعضى از مواردى كه در قيامت از انسان پرسيده
مى شود، عبارتند از:
1.
نعمت هاى مادى و معنوى الهى: (ثُمَّ لَتُسْـَلُنَّ يَوْمَـئِذ عَنِ
النَّعِيمِ)[7]; سپس در آن روز همه شما از نعمت هايى كه داشته ايد سؤال
خواهيد شد. از امام صادق(ع) پرسيده شد مراد از نعمت و اين آيه چيست؟ فرمود: اين
امت از نعمت رسول الله(ص) و نعمت امامت و ولايت پرسيده مى شود.[8]
2. عمر،
مال، عمل و حبّ اهل بيت(ع). پيامبراكرم(ص) مى فرمايد: در قيامت هيچ
بنده اى قدم از قدم بر نمى دارد تا از چهار چيز سؤال شود: از عمرش كه در
چه راهى فانى كرده؟ و از مالش كه از كجا جمع آورى نموده و در چه راه مصرف
كرده است؟ و از عملش كه چه كارى انجام داده؟ و از محبت ما اهل بيت![9]
3. از
مشركان كه در برابر پيامبران چه كرديد؟: (وَ يَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ
مَاذَآ أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ)[10]; به خاطر بياوريد روزى را كه خداوند آنها را ندا مى دهد و
مى گويد: به پيامبران چه پاسخى گفتيد.؟
4. از
مجرمان درباره گناهان اعتقادى، عملى و اخلاقى: (وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْـُولُونَ)[11]; آنها [مجرمان] را متوقف سازيد كه بايد
بازپرسى شوند.
5. در
مورد دختران زنده به گور شده: (وَ إِذَا الْمَوءُودة سُـئِلَتْ * بِأَىِّ ذَنب
قُتِلَتْ)[12]; در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود كه به كدامين گناه
كشته شدند؟!
6 .
از قرآن، نماز، هم نشينان، حيوانات، زمين ها، زيردستان، تكاليف،
و ... نيز سؤال مى شود.[13]
به طور كلى در قبر و عالم برزخ از اعتقادات پرسيده
مى شود، ولى جزئيات اعمال انسان در قيامت و در صحراى محشر مورد بازخواست و
مؤاخذه قرار مى گيرد.[14]
با اعتقاد به اين كه خداوند متعال در روز محشر
به حساب همه بندگانش مى رسد، به حساب كارهاى خوبى كه افراد غيرمسلمان انجام
مى دهند; از قبيل اختراعات و اكتشافات دانشمندان چگونه رسيدگى مى كند؟
اعمال افراد مؤمن به خدا و آخرت كه آنها را با
انگيزه نزديكى به خدا انجام مى دهند و خلوص نيت دارند، مقبول درگاه الهى است
و استحقاق پاداش و بهشت مى يابند; چنان كه خداوند متعال مى فرمايد:
(... قَالَ
إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِين)[15] لكن غيرمسلمان هايى كه به خدا و آخرت ايمان دارند و عمل خير را
به قصد نزديكى به خداوند انجام مى دهند، به موجب اين كه از نعمت اسلام
بى بهره اند، طبعاً از مزاياى استفاده از اين برنامه الهى محروم
مى مانند. حال اگر در قبول نداشتن اسلام، قاصر باشند، از اعمال خير آنها به
آن اندازه مقبول است كه مانند خدمت به خلق خدا با برنامه الهى اسلام منطبق است،
ولى اگر در اين مسئله، مقصِّر باشند; يعنى حقايق اسلام بر آنها عرضه شود، ولى تعصب
و عناد ورزند و انصاف را كنار بگذارند، تمام آن اعمال خير به هدر خواهد رفت.
اعمالِ خيرِ افرادى كه به خدا و قيامت ايمان ندارند
و احياناً براى خدا شريك قائلند و در اين كار هم قاصرند نه مقصّر، موجب تخفيف و
احياناً رفع عذاب آنها خواهد بود يا در همين دنيا پاداش اعمال خود را
مى بينند; پس «ايمان» شرط اصلى براى ورود به بهشت است.
چرا در قيامت پرسش از گنه كاران سخت تر و
شديدتر از نيكوكاران است؟
(فَأَمّا مَن أُوتِىَ كِتـبَهُ
بِيَمِينِهِ * فَسَوفَ يُحَاسَبُ حِسابًا يَسِيرًا)[16]; پس كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، به زودى حساب آسانى
براى او مى شود.
مؤمنان، كسانى هستند كه در مدار اصلى آفرينش، همان
مدارى كه خداوند براى انسان و سرمايه ها و نيروهاى او تعيين كرده، حركت
مى كنند و كوشش آنها، همواره براى خدا و سعى و حركتشان به سوى اوست و
همين امر، موجب پاكى عمل، صحت ايمان و نجات در قيامت است كه باعث مى شود
حسابش آسان و پرسش هايى كم داشته باشند و خداوند، هنگام سنجش و حساب رسى
اعمال، حساب را بر آنها آسان مى گيرد و به خاطر ايمان و عمل صالح از
لغزش هايشان مى گذرد، امّا از آن جا كه گنه كاران غرورى
آميخته با غفلت و بى خبرى از خدا داشتند و به جهت دل بستگى سخت به دنيا
و بى اعتنايى به جهان پس از مرگ، شادمانى مى كردند و هر عملى را كه
دلشان مى خواست انجام مى دادند، مستوجب حساب رسى دقيق تر و
پرسش هاى بيشترى هستند; مانند دانش آموزى كه تكاليفش را معمولا انجام
نمى دهد.[17]
آيا در آخرت هر كس با توجه به دين خود مورد بازخواست
و مجازات قرار مى گيرد؟
روز قيامت افراد بر اساس «دين حق» بازخواست و مجازات
مى شوند، زيرا ميزان سنجش در آن روز «حقّ» است: (وَالْوَزْنُ
يَوْمَـئِذ الْحَقُّ)[18]; و همه چيز را با حق مى سنجند.
دين حق دينى است كه مورد رضايت و قبول «حق»، يعنى
پروردگار عالم باشد; قرآن كريم مى فرمايد: (إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ
الاِْسْلَـمُ ...)[19]; دين نزد خدا، اسلام [و تسليم بودن در برابر حق] است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد،
اختلافى [در آن]ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر
ظلم و ستم در ميان خود; هر كس به آيات خدا كفر ورزد[ خدا به حساب او
مى رسد، زيرا] خداوند، سريع الحساب
است.
در جاى ديگر نيز مى فرمايد: (وَمَن يَبْتَغِ
غَيْرَ الاِْسْلَـمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الاَْخِرَةِ مِنَ
الْخَـسِرِينَ)[20]; و هر كس جز اسلام [و تسليم در برابر حق] آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته
نخواهد شد و او در آخرت، از زيان كاران است.
بنابراين دين حق همان تسليم بودن در برابر خداوند
متعال است.
دين حق و تسليم بودن در برابر خداوند متعال اقتضا
مى كند كه انسان از پيامبر و شريعتى كه خداوند فرستاده، پيروى نمايد; زمانى
كه حضرت نوح را فرستاد از او و شريعت او پيروى نمايد و زمانى كه حضرت موسى را
فرستاد از او و شريعت او پيروى نمايد و زمانى كه حضرت محمد(ص) را فرستاد از او و
شريعتش پيروى كند.
بنابراين مردم زمان حضرت موسى بر اساس شريعت حضرت
موسى و مردم زمان عيسى بر اساس شريعت حضرت عيسى بازخواست مى شوند و مردم زمان
ما، يعنى پيامبر خاتم بر اساس شريعت آخرين پيامبر حضرت محمد(ص) مورد بازخواست قرار
خواهند گرفت و مسيحيت و يهوديت و آيين هاى ديگر مورد قبول حق نمى باشد،
زيرا خداوند متعال تنها راه رستگارى را در پيروى از پيامبراكرم و شريعت او قرار
داده است; قرآن كريم مى فرمايد: (الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ
النَّبِىَّ الاُْمِّىَّ ...)[21]; همان ها كه از فرستاده[ خدا]، پيامبر «أمّى» پيروى مى كنند; پيامبرى كه صفاتش را در تورات
و انجيلى كه نزدشان است، مى يابند، آنها را به معروف دستور مى دهد و از
منكر باز مى دارد، اشياء پاكيزه را براى آنها حلال مى شمرد و
ناپاكى ها را تحريم مى كند، ... پس كسانى كه به او ايمان آوردند و
حمايت و ياريش كردند و از نورى كه با او نازل شده[ يعنى قرآن] پيروى نمودند، آنان رستگارند. بگو: اى مردم! من
فرستاده خدا به سوى همه شما هستم; ... پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده اش;
آن پيامبر درس نخوانده اى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد
تا هدايت يابيد!
كودكان معصومى كه در دوران نوزادى مى ميرند و
پدر و مادرشان نيز كافرند، در عالم آخرت چه حكمى خواهند داشت (طبق روايات و
احاديث) آيا به بهشت مى روند يا به جهنم؟ و آيا اين انصاف است كه كودكانى در
ايام بى گناهى بميرند و از نعمات الهى برخوردار نشوند ... ؟
تكليف كودكان و نوزادانى كه از دنيا رفته و پدر و
مادرشان كافر بوده اند، در قيامت با خداست. در برخى روايات آمده است كه در
عالم آخرت، براى آنها و برخى از افراد ديگر كه در دنيا تكليف نداشته اند;
مانند ديوانگان و ... صحنه اى شبيه صحنه دنيا ايجاد مى شود و
امتحان مى شوند، اما در برخى روايات ديگر آمده است كه فرزندان كفار به بهشت
مى روند [ولى داراى درجه و مقام كمترى هستند]. به هر حال، حقيقت حال آنها براى ما روشن نيست، اما مسلم اين است
كه (إنّ
اللّه لايَظلِم مِثقال ذَرّة)[22]; خداوند [متعال] حتى به اندازه ذره اى
به كسى ظلم نمى كند و فضل و رحمتش فراوان است; (رَحْمَتى وَسِعَتْ
كُلَّ شَىء)[23] و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است.
بعضى از كافران در مكان هايى زندگى
مى كنند كه مسلمان وجود ندارد و از اسلام هيچ خبرى نيست و همواره گناه انجام
مى دهند; آيا جزاى گناه آنها مانند جزاى فرد مسلمان است (براى آنها نيز بهشت
و جهنم وجود دارد؟) آيا حساب رسى در اعمال مسلمانان و مسيحيان و يهوديان
و ... با هم تفاوتى دارد؟
اين گونه افراد اگر از اسلام و حقانيت آن آگاه
باشند، ولى حق را نپذيرند، گناه كارند و گرنه از مستضعفانند كه از آيات
97 ـ 99 سوره نساء و مانند آنها استفاده مى شود، حساب رسى
افراد مستضعف از ديگران جدا است.
مستضعفان افرادى هستند كه از نظر فكرى يا بدنى يا
اقتصادى آن چنان ضعيف اند كه قادر به شناسايى حق از باطل نشوند و يا
اين كه با تشخيص عقيده صحيح، بر اثر ناتوانى جسمى يا ضعف مالى و يا
محدوديت هايى كه محيط بر آنها تحميل كرده، قادر به انجام دادن وظايف خود به
طور كامل نباشند و نتوانند مهاجرت كنند; مثلا در سرزمينى قرار گرفته اند كه
اكثريت آنان كافر و قدرت به دست آنان است و عالم دينى هم وجود ندارد كه معارف دين
را به آنها برساند و يا محيط كفر و ترس اجازه نمى دهد به آن معارف عمل كنند و
از سوى ديگر قدرت بيرون آمدن از آن جا و رفتن به محيط اسلام را هم ندارند و
يا اين كه اصلا به ذهنش خطور نكرده كه دينِ حقّى وجود دارد. چنين كسانى مصداق
استثناى آيه هستند و عفو و مغفرت خداوند متعال شامل حالشان شده، داخل دوزخ نمى شوند.[24]
آيا در قيامت همه مردگان كه در سراسر زمين دفن
هستند، در يك مكان مخصوصى براى حساب رسى جمع مى شوند يا هر كس در محلى
كه دفن مى باشند از قبر بيرون آمده حساب رسى مى شوند؟
از آيات قرآن استفاده مى شود در روز قيامت، همه
مردگان، به طور ناگهانى و به يك باره، با قدرت پروردگار دوباره زنده و از
قبرها بيرون آمده و در صحراى محشر جمع شده و به حساب آنها رسيدگى مى شود. (وَ يَوْمَ
نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَ تَرَى الاَْرْضَ بَارِزَةً وَ حَشَرْنَـهُمْ
فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا * وَ عُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ
جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَـكُمْ أَوَّلَ مَرَّةِم بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن
نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا * وَ وُضِعَ الْكِتَـبُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ
مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يَـوَيْلَتَنَا مَالِ هَـذَا
الْكِتَـبِ لاَ يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصَـهَا
وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلاَ يَظْـلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا)[25]; [به خاطر بياور]
روزى را كه كوه ها را به حركت در مى آوريم و زمين را آشكار [و
مسطح] مى بينى و همه آنها
(انسان ها) را محشور مى كنيم و احدى را فروگذار نخواهيم كرد. آنها در يك
صف به پروردگارت عرضه مى شوند [و به آنها گفته مى شود] شما همگى نزد ما آمديد; آن گونه كه در آغاز شما
را آفريديم، اما شما گمان مى كرديد ما موعدى برايتان قرار نخواهيم داد و كتاب
(كتابى كه نامه اعمال همه انسان ها است) در آن جا گذارده مى شود، اما
گنه كاران را مى بينى كه از آن چه در آن است ترسان و متوحش اند و
مى گويند: اى واى برما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست مگر
اين كه آن را شماره كرده است؟ و همه اعمال خود را حاضر مى بينند و پروردگارت
به احدى ظلم نمى كند.
قرآن كريم، در جاى ديگر مى فرمايد: (يَوْمَئِذ
يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَــلَهُمْ * فَمَن يَعْمَلْ
مِثْقَالَ ذَرَّة خَيْرًا يَرَهُ * وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة شَرًّا
يَرَهُ)[26]; در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج
مى شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. پس هر كس به اندازه سنگينى
ذره اى كار خير انجام داده آن را مى بيند و هر كس به اندازه ذره اى
كار بد كرده آن را مى بيند.
واژه «اشتات» به معناى متفرق و پراكنده است. اين
اختلاف و پراكندگى ممكن است به اين خاطر باشد كه اهل هر مذهبى جداگانه وارد
عرصه محشر مى شوند، يا اهل هر منطقه اى جدا وارد مى شوند و يا اين
كه گروهى با صورت هاى زيبا و شاد و خندان و گروهى با چهره هاى عبوس و
تيره و تاريك در محشر گام مى نهند. بنابراين، آن چه از آيات درباره
حشر انسان ها در قيامت استفاده مى شود، اين است كه همگى به يك باره
در قيامت حاضر خواهند بود، و از قبرها براى حساب رسى بيرون خواهند آمد.
و از آيات ديگر استفاده مى شود كه، مكان حضور و
حساب رسى آنها غير از اين زمينى است كه ما در اين دنيا بر روى آن زندگى
مى كنيم: (يَوْمَ تُبَدَّلُ الاَْرْضُ غَيْرَ الاَْرْضِ
وَ السَّمَـوَ تُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْوَ حِدِ
الْقَهَّارِ)[27]; در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر و آسمان ها [به
آسمان هاى ديگر] تبديل مى شوند و آنها
در پيشگاه خداوند واحد قهار ظاهر مى گردند. البته از ظاهر بسيارى از آيات
قرآن كريم، به دست مى آيد كه منظور از تبديل آسمان ها و زمين، تبديل
ذاتى نيست، بلكه تبديل در صفات است; به اين معنا كه اين كره خاكى و هم چنين
آسمان ها، ويران مى گردند و بر ويرانه هاى آنها، زمين و آسمانى نو
و تازه آفريده مى شود كه نسبت به اين زمين و آسمان، در سطحى بالاتر از نظر
تكامل قرار دارند. در اين باره مى توان به آيات 21، فجر; سوره زلزال; 14 و 15
واقعه; 105 و 108 طه، و ... مراجعه كرد.[28]
با توجه به اين كه بسيارى از مردم، خدا، معاد
و ... را قبول ندارد و يا از آن خبر ندارند، پس ميزان سنجش اعمال آنان در
قيامت چيست؟ آيا آنان از چيزى كه آگاهى نداشته و به آن عمل ننموده اند، مورد
بازخواست قرار مى گيرند؟
پاسخ به پرسش فوق را در ضمن چند امر پى
مى گيريم:
1. از
مسلمات دين اسلام اين است كه تا حكمى به كسى نرسد، در برابر آن مسئوليتى ندارد [مگر
اين كه در فرا گرفتن حكم كوتاهى كرده باشد]. آيات متعددى از قرآن اشاره دارد به اين كه خداوند حكيم و عادل
هرگز افراد را بدون بيان كافى، مجازات نمى كند: (وَ مَا
كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً)[29]; ما هرگز [شخص
يا قومى را] مجازات نخواهيم كرد مگر آن كه پيامبرى مبعوث مى كنيم [تا
وظايف شان را بيان كند].
همچنين در آيه 19 سوره انعام آمده است: (وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـذَا الْقُرْءَانُ
لاُِنذِرَكُم بِهِ وَمَنم بَلَغَ); اين قرآن را بر
من وحى كرده تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنان مى سد انذار كنم.
2.
خداوند براى همه افراد، انواع هدايت ها]ى فطرى مانند: خدا آشنايى
انسان ها، عقلانى مانند: درك خوب و بدى عدالت و ظلم و برونى با ارسال
پيامبران] را مهيا كرده است;
بنابراين با كوتاهى يا قبول نكردن آنها مقصر خود انسان است.
3.
آن چه از آيات قرآن استفاده مى شود، اصل نصب ميزان، براى وزن كردن اعمال
است، امّا اين كه مقصود از ميزان چيست، از قرائن و روايات فهميده مى شود
كه مراد از آن ترازوى متعارف در دنيا نيست، بلكه در آن جا چيزى كه با آن
اعمال بندگان سنجيده مى شود «حق» است: (وَ الْوَزْنُ يَومئذ الْحَقّ ...)[30]; در آن روز وزن كردن، به حق خواهد بود آنان كه ترازويشان سنگين است
رستگارانند و يا به تعبير برخى از روايات «عدل» است كه در آن روز هر چه مصداق «حق
و عدل» باشد، مى تواند معيار سنجش اعمال بندگان قرار گيرد. كه يكى از آن
معيارها انبيا و پيشوايان معصوم(ع) هستند; به اين صورت كه آنان ميزان سنجش اعمال
بندگان هستند و به هر اندازه اعمال انسان ها شباهت و نزديكى به عقايد و اوصاف
و اعمال آنان داشته باشد، ميزان عمل شان سنگين تر است.[31]
از مطالب بالا معلوم مى شود، براى هر كسى در هر
مذهب و عقيده اى، معيارى براى سنجش اعمالش وجود داردكه حداقل آن معيار همان
عقل و فطرت است كه اگر فردى بر خلاف عقل و فطرت خويش عمل كند مستحق عذاب است.
بله در صورتى كه انسان در فرا گرفتن مسائل كوتاهى
نكرده باشد و پيام هيچ پيامبرى نيز به گوشش نرسيده باشد، نسبت به آنها مسئوليتى
ندارد، اما در همين صورت نيز، نسبت به امور فطرى و عقلى خويش مسئول است.
با توجه به اين كه خداوند متعال در قرآن كريم فرموده:
هر انسانى با توجه به اعمالى كه انجام مى دهد، در قيامت سنجيده مى شود
(با بهشتى است يا جهنمى)، انسانى كه از همان اوّل ديوانه بوده يا خدا را نشناخته
است; مانند سرخ پوستى كه در جنگل زندگى كرده و هيچ شناختى از خداوند نداشته و يا
ندارد، پس چگونه هدايت مى شود، سرنوشت او در قيامت چيست؟ خداوند چه جايگاه و
مقامى را به چنين انسانى مى دهد؟
ديوانگان مادامى كه در دنيا با اين كيفيت باشند،
تكليف ندارند و در آخرت مورد بازخواست قرار نخواهند گرفت، زيرا يكى از شرايط
تكليف، عقل است. امام باقر(ع) مى فرمايد: خداوند در قيامت در حساب بندگان به
اندازه عقلى كه در دنيا به آنها داده است، دقت و سخت گيرى مى كند.[32]
هم چنين در مورد افرادى كه از اسلام و حقانيت
آن آگاه نشده اند، به علت آن كه هيچ گونه وسيله اى در اختيار آنها نبوده
و عقل ناقص آنها توان تحليل حقايق و عقايد دينى را نداشته اند كه به
آنها «مستضعف فكرى» گفته شود، تكليفى متوجه آنان نمى شود و در پيشگاه خداوند
متعال معذور خواهند بود; مستضعفان افرادى هستند كه از نظر فكرى يا بدنى يا اقتصادى
آن چنان ضعيف اند كه قادر به شناسايى حق از باطل نشوند و يا اين كه با تشخيص
عقيده صحيح، بر اثر ناتوانى جسمى يا ضعف مالى و يا محدوديت هايى كه محيط
بر آنها تحميل كرده، قادر به انجام دادن وظايف خود به طور كامل نباشند و نتوانند
مهاجرت كنند; مثلا همان گونه كه در پرسش اشاره شده، در سرزمينى قرار
گرفته اند كه بيشتر آنان كافراند و قدرت به دست آنان است و عالم دينى هم وجود
ندارد كه معارف دين را به آنها برساند و يا محيط كفر و ترس اجازه نمى دهد به
آن معارف عمل كنند و از سوى ديگر قدرت بيرون آمدن از آن جا و رفتن به محيط اسلام
را هم ندارند و يا اين كه اصلا به ذهنش خطور نكرده كه دين حقى وجود دارد; عفو و
مغفرت خداوند متعال شامل حال چنين كسانى شده، داخل دوزخ نمى شوند; بلكه در آن
جا امتحان مى شوند، پس اگر در مقابل امر ذات مقدس حق ايستادگى نكنند و
اطاعت كردند، به جهنم نمى روند; بلكه اهل نجات خواهند بود.
خداوند متعال درباره اين افراد مى فرمايد: (إِلاَّ
الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَآءِ وَالْوِلْدَ نِ
لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً)[33]; مگر آن مردان و زنان و كودكان فرودستى كه چاره جويى نتوانند و
راهى نيابند.[34]