پيش‌گفتار

«...‌و‌نزّلنا عليك الكتب تبيناً لكلّ شىء و هدىً و رحمةً و بشرى للمسلمين = و ما اين كتاب را كه بيانى رسا براى هر چيزى و راهنما و بخشايش و مژده براى مسلمانان است، بر تو فرو فرستاديم.» (نحل/16،‌89)
قرآن، بهترين نازل شده از سوى خدا (زمر/39،55) و معجزه جاويد پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)است كه مخالفان را در طول تاريخ، هماره به تحدّى (مبارزه) طلبيده است. (بقره/2،23) قرآن، كتاب غيب است. (آل‌عمران/3،44) آن‌گاه كه پرده حجاب را كنار زده و شاهد جمالش رخ نموده و به معرّفى خويش نشسته است، خود را علم (بقره/2،120) حكمت (رعد/13،37) خير و رحمت (بقره/2،105) مبارك (انعام/6‌،92) برهان (نساء/4،174) حق (بقره/2،91) عظيم (حجر/15،87) راست (زمر/39،33) منادى ايمان (آل عمران/3،193) مبشّر و منذر (فصّلت/41،4) و بهترين سخن مى‌داند (زمر/39،18 و 23) كه به حق و راه راست هدايت مى‌كند (احقاف/46،30) و شفاى قلب‌ها است. (يونس/10،57) قرآن، موعظه (آل عمران/3،138) هدايت (بقره/2،2) رحمت (اعراف/7،52) بشارت (احقاف/46،12) درمان درد (اسراء/17،82) و مايه شرف مؤمنان و پرهيزگاران و نيكوكاران است (انبياء/21،10) و بيانش براى دانشمندان انديشهور، (انعام/6‌،105؛ ابراهيم/14،52) صاحب فكر (يونس/10،24) و خردمند (روم/30،28) ثمر بخش و در عين حال، قابل استفاده براى عموم مردم (آل‌عمران/3،138) و مايه تذكّر جهانيان است. (ص/38،87)
اميرمؤمنان على(عليه السلام)، پرورش يافته مكتب قرآن، آن را چنين مى‌شناساند: نورى است كه چراغ‌هايش را خاموشى نباشد. چراغى كه روشنايى‌اش به خاموشى نگرايد. اقيانوسى كه كسى را به ژرفايش دسترس نباشد. راهى كه رهروش به گمراهى نرود. پرتوى كه تابشش را تيرگى نيالايد. فرقانى كه برهانش خمودى نگيرد. بنيادى كه پايه‌هايش فرو نريزد. درمانى كه از پيامدهايش جاى نگرانى نباشد. عزّتى كه ياورانش شكست‌نپذيرند و حقّى كه يارانش تنها وانمانند.
آرى، قرآن، معدن ايمان، و‌گوهر ناب آن، سرچشمه‌ها و درياهاى دانش، بوستان‌ها و آبگيرهاى عدالت، زيربنا و ساختار اسلام و وادى‌ها و دشت‌هاى گسترده حق است. قرآن، دريايى است كه هرچه از آبش ببرند، پايان نگيرد. چشمه‌سارى است كه هرچه از آن برگيرند، فرو نخشكد. آبشخورى است كه خيل واردان از آن نكاهند. منزل‌گاهى است كه مسافران، راهش گم نكنند. نشانه‌هايى است كه رهروان، با ديدن آن‌ها گمراه نشوند. جاى جاى راهش، سرعت‌گيرهايى دارد كه امكان تجاوز رهروان از آن‌ها نباشد. خداوند، قرآن را براى عطش عالمان، زلال و گوارا، براى قلب‌هاى ژرف‌انديش، بهاران و خرم، و‌براى حركت صالحان، راهى روشن مقرّر داشته است. اين كتاب، دارويى است كه دردى بر جاى نمى‌نهد. نورى است كه با هيچ ظلمتى همراه نباشد. ريسمانى است كه دستاويزش اطمينان بخش، و‌دژى است كه بلندايش تسخيرناپذير است. آن را كه پذيراى ولايتش شود، مايه عزّت است و هركه را در نظامش پاى گذارد، رمز امنيّت، و‌تمام كسانى را كه پيشوايش گيرند، عين هدايت، و‌هركس را كه راه و رسم خويش بدو وا گذارد، عذرى موجّه است. براى كسى كه با منطق آن سخن گويد، برهان، و‌براى كسى‌كه با تكيه بر آن درگير شود، شاهد، و‌براى او كه بدان احتجاج ورزد، موجب پيروزى است. هر كه بار معارف قرآن را به دوش كشد، قرآنش بر دوش مى‌كشد و هركه قرآن را به كار گيرد، مركوبى راهوارش باشد و آن كس را كه بدان راه جويد، نشان، و‌هركه را در پناهش درآيد، سپر است. قرآن، دانش‌اندوزان را دانش، روايت گران را حديث، و‌داوران را حُكم است؛[1] بدين سبب، حضرت به مردم هشدار داده، آنان را به قرآن فرا مى‌خواند: آگاه باشيد! همانا قرآن پند دهنده‌اى است كه نمى‌فريبد، و‌هدايت كننده‌اى است كه گمراه نمى‌سازد، و‌سخن‌گويى است كه هرگز دروغ نمى‌گويد. كسى با قرآن هم‌نشين نشد، مگر آن كه بر او افزود يا از او كاست: بر هدايت او افزود و از كوردلى و گمراهى‌اش كاست.
آگاه باشيد! كسى با داشتن قرآن، نيازى ندارد و بدون قرآن، بى‌نياز نخواهد بود؛ پس درمان خود را از قرآن بخواهيد، و‌در سختى‌ها از قرآن يارى طلبيد كه در آن، درمان بزرگ‌ترين بيمارى يعنى كفر، نفاق، سركشى و گمراهى است؛ پس خواسته‌هاى خود را با قرآن از خدا بخواهيد و با دوستى آن، به پروردگار روى آوريد، و‌به وسيله قرآن از خلق خدا چيزى نخواهيد؛ زيرا وسيله‌اى بهتر از قرآن براى تقرّب بندگان به آفريدگار، وجود‌ندارد.
آگاه باشيد كه شفاعت قرآن پذيرفته، سخنش تصديق مى‌شود. آن‌كس كه قرآن در قيامت، شفاعتش كند، بخشوده، و‌آن‌كس كه قرآن از او شكايت كند، محكوم است. در روز قيامت ندا دهنده‌اى بانگ مى‌زند: آگاه باشيد! امروز هركس گرفتار بذرى است كه كاشته و عملى است كه انجام داده، جز اَعمال منطبق با قرآن؛ پس در شمار عمل كنندگان به قرآن باشيد. از قرآن پيروى كنيد. با قرآن خدا را بشناسيد و خويشتن را با قرآن اندرز دهيد. رأى و نظر خود را در برابر قرآن، متّهم كنيد و خواسته‌هاى ناسازگارتان را با قرآن، نادرست بشماريد.[2]
در طول تاريخ اسلام، در پاسخ به نداى قرآن و مناديان وحى كه مردم را به تأمّل و انديشهورزى در قرآن دعوت كرده‌اند، عالمان و دانشوران اسلامى، هركس به فراخور حال خود كوشيده است تا درباره قرآن سخنى بگويد. كتابى بنويسد. تفسيرى بنگارد. خوشه‌اى از خرمن قرآن برگيرد و با پديد آوردن مجموعه‌اى قرآنى، آن را به مردم عرضه كند.
چنين بود كه درباره قرآن، هزاران كتاب نگاشته شد، و‌كم‌تر كتابى است كه چون قرآن در كانون توجّه دانشوران و دين‌مداران اسلامى و غير اسلامى قرار گرفته باشد؛ ولى با اين همه، باز جاى دائرة‌المعارفى قرآنى با روشى نو كه زورقى براى سير در درياى بى‌نهايت قرآن و بهره‌گيرى از گوهرهاى شگفت‌آور آن باشد، خالى است و كوشش براى تدوين دائرة‌المعارف قرآن كريم، گامى در اين مسير است.

1. تعريف و پيشينه دائرة‌المعارف‌نويسى

دائرة‌المعارف، كتاب مرجعى خود بسنده با دو هدف اصلى است: دربرگيرى دانش روزآمد درباره يك رشته خاصّ علمى يا گروهى از رشته‌ها، به منظور آسان كردن دسترس به رشته‌هاى علوم. دائرة‌المعارف، يگانه كتاب مرجع خود بسنده به‌شمار مى‌رود. اصطلاح دائرة‌المعارف را نخستين بار «پطرس بستانى» در حدود 1876 ميلادى به زبان عربى و حوزه فرهنگ اسلامى وارد كرد. دائرة‌المعارف نويسى در جهان، پيشينه‌اى ديرينه دارد. گويا چينيان نخستين ملّتى بوده‌اند كه در انديشه تأليف آن برآمدند و پانزده سده پيش از ميلاد، مجموعه‌هايى پرحجم و جُنگ‌گونه نوشتند كه برخى از آن‌ها هنوز برجا است. دگرگونى دائرة‌المعارف‌نويسى در اروپا، با آثار فرانسيس بيكن (1561 ـ 1626 م) آغاز شد كه بر پايه رده‌بندى تازه‌اى از علوم بشرى نوشته شد. در سده هفدهم، روش تنظيم مطالب دائرة‌المعارف از موضوعى و رشته‌اى، به الفبايى تبديل گشت. از نخستين دائرة‌المعارف‌هاى الفبايى در اروپا، فرهنگ بزرگ تاريخى‌لوئى مورى بود كه در 1674 ميلادى انتشار يافت؛ امّا آن‌چه در تكامل دائرة‌المعارف‌هاى الفبايى تأثير بسزا داشت و برخى آن را سرآغاز دائرة‌المعارف‌نويسى نو شمرده‌اند، دائرة‌المعارف چمبرز به زبان انگليسى بود كه در 1728 ميلادى منتشر شد.
امروزه تدوين مقالات دائرة‌المعارف‌ها به ترتيب الفباى نام مدخل‌ها است؛ ولى همواره چنين نبوده و از رواج اين شيوه، سه سده بيش نمى‌گذرد. در گذشته، در بسيارى از دائرة‌المعارف‌ها، موضوعات مهم‌تر در آغاز مى‌آمد؛ به طور مثال، بسيارى از دائرة‌المعارف‌هاى اروپا در سده‌هاى ميانه با عناوين مربوط به الهيّات آغاز‌مى‌شدند. عيون الاخبار ابن‌قتيبه نيز كه از كهن‌ترين دائرة‌المعارف‌هاى عربى به شمار مى‌رود، با «كتاب‌السّلطان» و «كتاب الحرب» آغاز مى‌شود و به «كتاب الطّعام» و «كتاب النّساء» پايان مى‌پذيرد.
اسلام كه پيش‌تاز همه مكاتب و اديان در عرصه‌هاى پر فروغ حيات فردى و اجتماعى است، در ميدان علم و معرفت نيز همواره پرچم‌دار بوده است. در عرصه دائرة‌المعارف‌نويسى هم بايد مسلمانان را به حق، پيش‌تازان و پرچم‌دارانى بى‌ادّعا و سخت‌كوش دانست.
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله)فرموده است: العِلمُ أكثَرُ مِن أن يُحصى فَخُذْ مِن كُلِّ شىء أحْسَنَه[3] = دانش گسترده‌تر از آن است كه در شمار آيد؛ پس از هر موضوع، خوب‌ترينِ آن را برگير. همين سخن، به تنهايى مى‌توانسته رهنمودى ثمربخش براى فراهم سازى مجموعه‌هاى علمى دائرة‌المعارف‌گونه باشد. امامان معصوم ما(عليهم السلام)پيش‌گامان تدوين نخستين دائرة‌المعارف‌هاى ناب و اصيل بوده‌اند. حضرت اميرمؤمنان(عليه السلام) گذشته از نخستين كتاب علوم قرآنى ـ از اين اثر در همين مقدّمه سخن رفته است ـ دو اثر جامع معارف داشته است: الجامعة لأميرالمؤمنين كه شامل همه علوم عهد رسول‌خدا بوده است؛ جفر كه حاوى علوم نبوى بوده و مسائلى چون حلال و حرام و احكام و اصول و ديگر نيازمندى‌هاى دينى و دنيايى مسلمانان را دربرمى‌گرفته است. امامان ديگر و اصحاب و شاگردانشان نيز در اين زمينه، كتاب‌ها و مجموعه‌هايى را تأليف كرده‌اند و به پيروى از ايشان، در زمان‌هاى بعد، اين نهضت استمرار يافته است.
در سده‌هاى نخستينِ اسلامى، پس از آغازين ترجمه‌هاى متون خارجى به عربى، ضرورت طبقه‌بندى و تنظيم معارف جديد احساس شد و همين، سبب پديد آمدن انواع تأليفات دائرة‌المعارف‌گونه، مشتمل بر مسائل و مباحث علوم و فنون گوناگون گشت. عيون‌الاخبار ابن‌قتيبه (213ـ 270 ق) و الحيوان جاحظ (163‌ـ‌255‌ق) را از نخستين مجموعه‌هاى دائرة‌المعارفى جهان اسلام شمرده‌اند. نياز به مجموعه‌هاى دائرة‌المعارفى در بين مسلمانان، ناشى از آن بوده كه گستردگى دامنه دانش‌هاى دينى، مراجعه به كتاب‌هاى گوناگون را ناممكن مى‌ساخته و دانشوران را به اين سمت و سو سوق مى‌داده است كه فشرده آن علوم را در جايى گرد آورند تا هر كس هنگام نياز بتواند به جاى مراجعه به ده‌ها و صدها منبع، از يكى دو مجلّد بهره گيرد و همان حَظّ علمى را نيز دريابد. تدوين مجموعه‌هايى چون رسائل اخوان الصّفا، احصاءالعلوم فارابى، مفاتيح‌العلوم خوارزمى، جامع‌العلوم فخر رازى، مفتاح‌العلوم سكّاكى، و‌نفائس‌الفنون آملى از همين روى بوده است؛ حتّى كتاب‌هايى چون شفاى بوعلى سينا، اسفار ملاّصدرا، و‌بحارالانوار علاّمه مجلسى همين بهره و كاربرد را داشته‌اند و دارند.
نخستين دائرة‌المعارف‌هاى فارسى در آغاز سده پنجم قمرى تأليف شد. اين آثار با همانندهاى عربى خود، قدرى متفاوت بود. ارزش دائرة‌المعارف‌هاى عربى بيش‌تر در شيوه گردآورى مطالب بود؛ زيرا در آن‌ها كوشش مى‌شد تا نمونه‌هايى نسبتاً جامع از طبقه‌بندى علوم به دست داده شود؛ امّا هدف اصلى دائرة‌المعارف‌هاى فارسى، تلخيص متون عربى و تبديل آن‌ها به آثار همه فهم براى فارسى زبانان بود.
دائرة‌المعارف‌نويسى فارسى به شيوه نو در ايران، با نامه دانشوران در 1294 قمرى آغاز شد؛ پس از آن، چندين مجموعه دائرة‌المعارفى چهره نمودند كه برخى از آن‌ها از اين قرارند: دائرة‌المعارف ميرزا عبدالحسين خان سپهر (م1351 ق)، دائرة‌المعارف اسلامى محمّدعلى خليلى (جلد نخست: 1318 ق)، دائرة‌المعارف الاسلاميّه از عبدالعزيز جواهر كلام (جلدهاى نخست و دوم: 1372 ق)، قاموس المعارف محمّد على خيابانى تبريزى (م‌.‌1373‌ق)، لغت‌نامه فارسى دهخدا، دائرة‌المعارف فارسى به سرپرستى غلامحسين مصاحب، دانش‌نامه ايران و اسلام، دانش‌نامه مصوّر (جلد نخست: 1368 ش)، دائرة‌المعارف تشيّع (از 1361 ش)، دائرة‌المعارف بزرگ اسلامى (از 1362 ش)، و‌دانش‌نامه جهان اسلام (از 1362 ش).

2. ضرورت توجّه به تدوين دائرة‌المعارف‌هاى اسلامى

دائرة‌المعارف‌هايى كه در مغرب زمين درباره اسلام و موضوعات اسلامى تأليف شده‌اند و مى‌شوند، بدون ترديد اثر گرفته از ديدگاه غربيان درباره اسلام و فرهنگ اسلامى‌اند و تأثير اين ديدگاه بر گزينش مدخل‌ها و چگونگى مقالات انكارناپذير است. از اين گذشته، بيگانه هرگز به اندازه خودى براى انتقال فرهنگ اصيل اسلامى دل نمى‌سوزاند و همّت نمىورزد، البتّه نبايد ناديده گرفت كه ويژگى بارز دائرة‌المعارف، يعنى علميّت و پرهيز از ارزش داورى، سبب شده كه برخى از دانشوران به تدوين دائرة‌المعارف در باب موضوع‌هاى مقدّس و مذهبى رغبت نشان ندهند. به پندار اين گروه، هرگونه ورود به قلمرو اين گونه موضوع‌ها بايد با نگاه درونْ مذهبى انجام پذيرد و چنين نگاهى مستلزم داورى است. براى سازگار ساختن اين دو نگرش، بايد راهى ميانه را برگزيد؛ به گونه‌اى كه هم علميّت بى‌طرفانه و هم غيرت و حميّت دينى حفظ شود. از قضا، اگر كار تدوين مقالات دائرة‌المعارفى به درستى و استوارى صورت پذيرد، همين راه ميانه طى مى‌شود؛ يعنى اگر مقاله، بر اطّلاعات دسته اوّل و سالم مبتنى گردد و نيز با تحليل‌هاى علمى و غيرمتعصّبانه آميخته باشد، خود به خود حقيقت را متجلّى مى‌سازد و لزوم ندارد با عبارت‌هاى غير علمى و متعصّبانه درآميزد تا از حقيقت دفاع كند. راست گفته‌اند كه خوب‌ترين راهِ دفاع از عقيده حق، دورى از غرضورزى و بيانِ عينِ حقيقت است. اگر نويسنده مقاله دائرة‌المعارفى از اين شيوه بهره گيرد، چنان‌چه ناچار باشد گاه ديدگاه‌هاى نادرست را هم نقل‌كند، به طور قطع به نقد عالمانه آن‌ها مى‌پردازد تا هيچ مخاطبى دچار كج‌انديشى نشود و بديهى است كه نقد منصفانه وعالمانه، هرگز باعلميّت منافات ندارد.
از ديگر سو، انديشه تدوين دائرة‌المعارف‌هاى اختصاصى ديرگاهى نيست كه ذهن دانشوران ما را به خود مشغول داشته است. تنوّع و گستردگى مطالب درباره يك موضوع، گاه اقتضا مى‌كند كه دائرة‌المعارفى در چندين مجلّد به آن اختصاص يابد. در اين ميان، هر قدر سترگى و اهمّيّت موضوع افزون‌تر باشد، لزوم تدوين دائرة‌المعارفى اختصاصى در آن موضوع، بايسته‌تر است. روشن است كه قرآن كريم و مباحث مربوط به آن، از مصداق‌هاى بارز چنين موضوعاتى به شمار مى‌روند.

3. ضرورت تدوين دائرة‌المعارف قرآن

پيشينه تدوين نخستين دائرة‌المعارف قرآنى را بايد در سيره مبارك حضرت اميرمؤمنان(عليه السلام)جُست. آن بزرگوار رساله‌اى درباره شصت نوع از انواع علوم قرآنى داشته كه به اين نام خوانده شده است: ما وُرِدَ عن اميرالمؤمنين فى أصناف آيات القرآن و انواعها و تفسير بعض آياتها. اين نخستين كتابى بوده كه درباره علوم قرآنى تدوين گشته و چنان كه در روايات آمده، مطالب آن را پيامبر گرامى بر آن حضرت املا مى‌فرموده است. مطالبى از اين كتاب را ابوعبداللّه محمّد نعمانى در تفسير خويش از طريق ابن‌عقده و او به سند پيوسته از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده كه در مجلّد نود بحارالانوار (ص 1 ـ 79) ذكر شده است.
بى‌گفتوگو، قرآن كريم، اقيانوسى كران ناپيدا است كه دست‌يابى به ژرفاى معانى و بطون معارفش براى غوّاصان معرفت‌پژوه به طور كامل ميسّر نيست و به راستى، مصداق سخن امير كلام است كه فرمود: بَحراً لايُدرَك قَعرُه؛ بااين حال، همه ما دعوت شده‌ايم بر كرانه اين اقيانوس به جستوجو پردازيم و از زلال آن نَمى برگيريم و آتش جهل و حيرانى را هر چند دَمى برنشانيم؛ از همين رو است كه تبيين و تفسير معارف قرآنى، از دوران نخستين مفسّران اصيل قرآن، پيامبر و امامان معصوم(عليهم السلام) تا اين روزگار، دامن گسترده و هم‌چنان بر تارك ميراث مكتوب فرهنگ ما مى‌درخشد. از آن‌جا كه يافتن بخشى از گوهرهاى ناب قرآنى، به فراخور حال و توان هر عصر و نسل، رزق گران‌بهاى انسان در همه روزگاران است، فرزانگان دوران ما نيز در تكاپويند تا از اقبال لايزال قرآن پژوهى طَرفى بربندند و در اين زمره، فخرى نصيب خويش و حَظّى از آنِ معرفتْ نوشان اين عصر كنند. تدوين دائرة‌المعارف قرآن كريم كه «مركز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه قم» بدان همّت گماشته، گامى در اين مسير است كه با عزمى سترگ آغاز گشته و با استعانت از نور قدّوسى قرآن شريف، اميد است كه زودازود به منزل مقصود راه بَرَد.
مركز فرهنگ و معارف قرآن، در آغاز فعّاليت خود براى تكميل برداشت‌هاى تفسير حضرت‌آيت‌الله هاشمى رفسنجانى ـ دامت بركاته ـ كار تدوين تفسير راهنما را با روشى نو آغاز كرد كه در 22 جلد ارائه مى‌شود. در اين تفسير، بيش از 60 هزار فيش و برداشت از قرآن بر اساس ترتيب آيات، گرد آمده كه همه داراى نمايه بوده، از فهرست موضوعى جامعى برخوردار است.
در مرحله بعد، به منظور راه‌يابى آسان به موضوعات و مفاهيم قرآنى، فيش‌هاى موجود با افزودن اطلاعات تكميلى در پژوهش جديد، بر پايه نظام الفبايى طبقه‌بندى و جلد نخست آن با نام «فرهنگ قرآن» عرضه شده است و افزون بر 20 جلد خواهد شد.
اكنون كوشش مى‌شود با استفاده از تجربيّات به دست آمده و پژوهش‌هاى ياد شده، و‌هماهنگ با آن‌ها، در جهت تكميل پژوهش‌هاى قرآنى، فراهم ساختن پيش نياز تفسير موضوعى و پرداختن نظامواره به موضوعات قرآنى براى هر يك از عناوين و مدخل‌هاى فراهم آمده، مقاله‌اى نگاشته شده، تدوين دائرة‌المعارف قرآن كريم سامان يابد.
براى دريافت اهميّت تدوين دائرة‌المعارفى امروزين و برخوردار از ويژگى‌هاى فنّى كه وجهه همّت بانيان اين حركت است، روا است كه به اختصار، پيشينه نگارش دائرة‌المعارف‌هاى قرآنى در روزگار ما بررسى شود. پيش از ارائه فهرستى در اين‌باره، بايد از اين نكته ياد كرد كه در فهرست حاضر، برخى از آثار، نام دائرة‌المعارف را بر جبين دارند؛ امّا هيچ نشانى از مشخّصات و مختصّات فنّى دائرة‌المعارف در آن‌ها به چشم نمى‌خورد. با نگاهى گذرا، اين آثار را مى‌توان به سه دسته تقسيم كرد:
ـ مجموعه مقالات درباره مفاهيم و موضوعات قرآنى
ـ قاموس‌ها و فرهنگ‌ها و واژه‌نامه‌هاى قرآنى
ـ مجموعه گفتارهاى مربوط به قرآن و مطالعات قرآنى
در عمده اين آثار، نظام الفبايى به كار بسته شده و عناوين و موضوعات، گونه مدخل به خود گرفته‌اند؛ امّا شيوه تنظيم مقاله دائرة‌المعارفى در آن‌ها اتّخاذ نشده، و‌اين جاى شگفتى نيست؛ زيرا تدوين دائرة‌المعارف، از يك يا دو سه تن برنمى‌آيد. اكنون 31 اثر كه در رده كتاب‌هاى شبه دائرة‌المعارفى و در يكى از سه دسته مزبور جاى مى‌گيرند، به ترتيب الفبا معرّفى مى‌گردند و از هر يك، به ايجاز و در حدّ شناساندن اجمالى، ويژگى‌هايى برشمرده مى‌شود:
1. از مفاهيم قرآن: مصطفى اسرار، مَحيا، تهران، اوّل، 1375 ش. (فارسى، رقعى / 256 ص)؛ مجموعه‌اى از 148 مقاله كوتاه در توضيح مفاهيم كليدى قرآن، به شيوه الفبايى.
2. اَعلام القرآن: عبدالحسين شبسترى، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه قم، قم، اوّل، 1379 ش. (عربى، وزيرى / 1128 ص)؛ شامل مقالاتى در معرّفى اعلام مصرَّح و غير مصرَّح قرآن با توضيح كامل در اسباب نزول.
3. اَعلام قرآن: محمّد خزائلى، اميركبير، تهران، پنجم، 1378 ش. (فارسى، وزيرى / 805 ص)؛ مجموعه 114 مقاله بلند در معرّفى اعلام قرآن با ذكر مآخذ در انتهاى هر گفتار.
4. تبيين اللّغات لتبيان الآيات يا فرهنگ لغات قرآن: محمّد قريب، بنياد، تهران، اوّل، 1366 ش. (فارسى، 2ج؛ ج‌اوّل: وزيرى/ 723 ص؛ ج‌دوم: وزيرى / 780 ص)؛ توضيح واژگان قرآن با نظام الفبايى‌ـ‌ريشه‌اى.
5‌. التّحقيق فى كلمات القرآن الكريم: حسن مصطفوى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران، اوّل، 1374 و 1375 ش. (عربى، 14 ج، وزيرى)؛ قاموسى تحقيقى و عميق با هدف دست‌يابى به معانى حقيقى كلمات قرآن و كاربردهاى گونه‌گون هر يك. تنظيم كتاب بر شيوه الفبايى ـ ريشه‌اى مبتنى است.
6‌. دائرة‌الفرائد در فرهنگ قرآن: محمّدباقر محقّق، بعثت، تهران، دوم، 1364 تا 1377 ش. (فارسى، 6‌ج، وزيرى)؛ مجموعه‌اى از مقالات كاملاً تحقيقى در ذيل هر مدخل كه دربردارنده جنبه‌هاى گوناگون فقهى، ادبى، كلامى و... نيز هست. كتاب به روش الفبايى ـ ريشه‌اى سامان يافته و ممكن است به 25 جلد بالغ شود. جلد ششم تا حرف حاء پيش رفته است.
7. دائرة‌المعارف قرآن: جان دامِن مك اوليف، ليدن هلند، اوّل، 2001 م. (انگليسى، مج‌1/ 558‌ص) مشتمل بر موضوعات و اعلام قرآن و نيز دربردارنده برخى پژوهش‌هاى مربوط به قرآن است. جلد نخست اين اثر از حرف A آغاز و تا حرف D ادامه يافته است.
8‌. دائرة‌المعارف قرآن: جلال‌الدّين سيوطى، ترجمه محمّدجعفر اسلامى، بنياد علوم اسلامى، تهران، اوّل، 1362 ش. (فارسى، 2‌ج، وزيرى)؛ مشتمل بر هشتاد نوع از علوم مرتبط با قرآن. اين اثر ترجمه كتاب الاتقان فى علوم القرآن است كه مى‌توان آن را مجموعه‌اى موضوعى تلقّى كرد و نه دائرة‌المعارف.
9. دائرة‌المعارف قرآن‌شناسى: على حاجىوند، دانيال، تبريز، اوّل، 1378 ش. (فارسى، وزيرى/ 245 ص)؛ شامل نُه فصل و دربردارنده مجموعه اطّلاعات موضوعى درباره قرآن. بر اين اثر نمى‌توان عنوان دائرة‌المعارف را اطلاق كرد.
10. دائرة‌المعارف قرآن كريم: گردآمده حسن سعيد، كتاب‌خانه چهل‌ستون مسجد جامع تهران، تهران، اوّل، 1406 تا 1411 ق. (فارسى، 10 ج، وزيرى)؛ در بردارنده مقالات و خطابه‌نامه‌هاى پراكنده از افراد گونه‌گون در موضوعات مربوط به قرآن. در گزينش نام دائرة‌المعارف براى اين مجموعه شايد تسامحى صورت پذيرفته باشد.
11. دانش‌نامه قرآن و قرآن‌پژوهى: بهاءالدّين خرّمشاهى، دوستان ـ ناهيد، تهران، اوّل، 1377 ش. (فارسى،2ج، وزيرى/ 2382 ص)؛ اين اثر شامل مقالاتى در 19 محور، چون اَعلام، احكام، سُوَر، اصطلاحات‌ادبى، علوم قرآن، واژگان كليدى، قرآن‌پژوهى، و‌نهادهاى قرآنى و نيز شامل نزديك به هزار زندگى‌نامه خودنوشت يا ديگرنوشت از قرآن‌پژوهان قديم و جديد است. 3600 مقاله در اين «مرجع زودياب» (quick reference) به نظام الفبايى ـ غيرريشه‌اى گنجانده شده است.
12. درپيرامون فرهنگ قرآن: سيّدجعفر موسوى، پروا، تهران، اوّل، 1378ش. (فارسى، ج‌اوّل: وزيرى/452 ص)؛ مشتمل برشرح واژگان قرآن به صورت گسترده با نظام الفبايى و در سطح متوسّط. اين جلد، شامل واژه‌هاى آغاز شده‌باحرف‌هاى همزه وباء است و ممكن‌است سرانجام دو هزار واژه را در برگيرد.
13. رجال و نساء أنزل اللّه فيهم قرآناً: عبدالرّحمن عميره، دارالجيل، بيروت، اوّل، 1990 م. (عربى، 12‌ج در 3 مج، وزيرى)؛ شامل مقالاتى بر نظام الفبايى درباره كسانى كه آيات قرآن در شأن ايشان نازل شده است. جلد نهم اين اثر به زنان اختصاص يافته است.
14. شرح و تفسير لغات قرآن براساس تفسير نمونه: جعفر شريعتمدارى، بنياد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، اوّل، 1372 تا 1377 ش. (فارسى، 4‌ج، وزيرى)؛ حاوى توضيح درباره حدود ده هزار واژه قرآنى با استفاده از تفسير نمونه و گاه كتاب‌هاى تفسيرى و لغوى ديگر، بر نظام الفبايى ـ ريشه‌اى.
15. عمدة‌الحفّاظ فى تفسير اشرف الالفاظ: احمدبن‌يوسف حلبى، عالم الكتب، بيروت، اوّل، 1993 م. (عربى، 4ج، وزيرى)؛ مشتمل بر توضيح واژگان قرآن در سطح تحقيقى و بر نظام الفبايى ـ ريشه‌اى.
16. فرهنگ اصطلاحات قرآنى: محمّد يوسف حريرى، هجرت، قم، اوّل، 1378 ش. (فارسى، وزيرى، 357ص)؛ شامل توضيح اصطلاحات خاصّ قرآنى بر نظام الفبايى و در سطح متوسّط.
17. فرهنگ قرآن: اكبر هاشمى رفسنجانى و محقّقان مركز فرهنگ و معارف قرآن، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه قم، اوّل، 1379 ش. (فارسى، ج‌اوّل: رحلى/420 ص)؛ شامل كليدواژه‌هاى قرآنى به شكل طبقه‌بندى شده و با نظام الفبايى، در حوزه‌هاى گوناگونِ مفهومى و موضوعى و اَعلام قرآنى. ساختار اطّلاع‌رسانى در اين مجموعه، برپايه برآوردنِ فرع، از اصل است كه «ساختار درختى» نام دارد؛ يعنى در ذيل عنوان‌هاى عام و كلّى، نخست به مباحث كلّى بسنده شده و آن‌گاه مسائل جزئى و تفريعى به ترتيب الفبا در پى آمده است. در اين اثر، اطّلاعات قرآنى، سازگار با زبان و فرهنگ روز دسته‌بندى و تفكيك و كوشيده شده تا همه آن‌چه ممكن است از قرآن استفاده شود، كشف و آشكار گردد. نظام مدخل‌دهى در اين مجموعه به‌گونه‌اى است كه مى‌توان آن را شاكله دائرة‌المعارف تخصّصى قرآن كريم دانست. جلد نخست اين اثر از «آب» تا «آيندگان» را در بر مى‌گيرد. يادآورى مى‌شود كه در برداشت و جمع‌بندى آيات در مقالات دائرة‌المعارف، از اين اثر استفاده فراوانى شده است.
18. فرهنگ قرآن: محمّدباقر شريعت سنگلجى، دانشگاه آذرابادگان، تبريز، اوّل، 1353 ش. (فارسى، ج‌اوّل: وزيرى/311 ص)؛ شامل مقالات تحقيقى درباره لغات، اعلام تاريخى و جغرافيايى، و‌اصطلاحات خاصّ قرآنى با ذكر برداشت‌ها و تأويلات مذاهب و فرقه‌هاى اسلامى. مقرّر بوده كه اين اثر در چهار جلد و هر‌جلد، حدود سيصد صفحه باشد. جلد نخست، شامل حرف همزه است.
19. فرهنگ‌نامه قرآنى: گروه فرهنگ و ادب بنياد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، اوّل، 1372 تا 1376 ش. (فارسى، 5‌ج، وزيرى)؛ شامل برابرهاى فارسى واژگان قرآن براساس 142 نسخه خطّى كهن موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى ـ على مُشَرِّفِها سلام اللّه و تحيّاته ـ بر مبناى الفبايى و در سطحى كاملاً تحقيقى و ممتاز.
20. قاموس‌القرآن‌الكريم (المدخل): مؤسّسة‌الكويت للتّقدّم‌العلمى، كويت، اوّل، 1992م. (عربى، رحلى/260ص)؛ مشتمل بر هفت فصل، در بردارنده مباحث كلّى قرآنى، چون اعجاز قرآن، راه‌هاى استنباط احكام، و‌تفسير. اين اثر كه حاصل كار گروهى است، در نوع خود از دانش‌نامه‌هاى موضوعى قابل توجّه به شمار مى‌رود.
21. قاموس القرآن الكريم (معجم النّبات): مؤسّسة الكويت للتّقدّم العلمى، كويت، اوّل، 1992 م. (عربى، مصوّر، رحلى/ 138 ص)؛ شرح مصطلحات مربوط به گياهان و گياه‌شناسى در قرآن. اين اثر مجلّدى ديگر از دانش‌نامه موضوعى پيش‌گفته است.
22. قاموس المفاهيم القرآنيّة: عبداللّطيف برّى، منشورات المجمع الاسلامى الثّقافى، امريكا، اوّل، 1999م. (فارسى، ج‌اوّل: وزيرى / 336 ص)؛ شامل مباحث مقايسه‌اى و كاربردى در سطح تحقيقى درباره مفاهيم و اعلام و واژگان قرآن و با نظام الفبايى ـ ريشه‌اى. جلد نخست از «أب» تا «أجل» را در بر مى‌گيرد.
23. قاموس قرآن: سيّدعلى‌اكبر قرشى، دارالكتب الاسلاميّه، تهران، سيزدهم، 1378 ش. (فارسى، 7‌ج در 3 مج، وزيرى)؛ مشتمل بر شرح واژه‌ها و اصطلاحات قرآنى كه بر نظام الفبايى ـ ريشه‌اى و در سطح تحقيقى تدوين يافته است.
24. قاموسٌ قرآنى: حسن‌محمّد موسى، مطبعة خليل‌ابراهيم، مصر،اوّل، 1966م.(عربى، وزيرى/ 495ص)؛ مجموعه‌اى موضوعى در مباحث ادبى، اَعلام، عقايد، احكام، و‌اجتماعيّات قرآنى در سطحى‌متوسّط.
25. الكشّاف الاقتصادى لآيات القرآن الكريم: محى‌الدّين عطيّة، الدّار العالميّة للكتاب الاسلامى، دوم، 1992 م. (عربى، رقعى/598 ص)؛ اصطلاح‌نامه‌اى مشتمل بر مفاهيم اقتصادى مصرّح در قرآن يا منتزع از آن. در اين اثر، اقتصاديّات با نگاهى عام ملاحظه شده، اجتماعيّات را نيز در بر دارد. نخست، آيات مربوط، در ذيل هر مدخل آمده و آن‌گاه توضيح تفسيرى مختصرى درباره هر يك ارائه شده است. مبناى تنظيم مدخل‌ها الفبايى است.
26. لغت‌نامه قرآن كريم: محمود عادل، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، اوّل، 1369‌ش. (فارسى، مصوّر، ج‌1: وزيرى/ 592 ص)؛ شرح واژه‌ها و اصطلاحات قرآنى با نظام الفبايى ـ ريشه‌اى، با استفاده كلّى از معجم الفاظ القرآن‌الكريم (كار گروهى در مصر) و معجم الالفاظ والاعلام القرآنيّة (محمّد اسماعيل ابراهيم).
27. مصطلحات قرآنيّة: صالح عضيمة، الجامعة العالميّة للعلوم الاسلاميّة، لندن، اوّل، 1994 م. (عربى، وزيرى/ 448 ص)؛ مشتمل بر 104 مقاله درباره اصطلاحات مفهومى به كار رفته در قرآن با نظام الفبايى و در سطح تحقيقى.
28. المعجم فى فقه لغة القرآن و سرّ بلاغته: بنياد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، اوّل، 1419 ق. (عربى، 2‌ج، وزيرى)؛ دربردارنده مقالات بلند، ذيل مدخل‌هاى الفاظ و مصطلحات قرآنى در شش بخش: جدول كلمه‌ها، نصوص لغوى، نصوص تفسيرى، وجوه و نظاير، ريشه‌هاى لغوى، و‌كاربرد قرآنى. اثر مزبور كه نتيجه كوششى گروهى است، در سطحى كاملاً تحقيقى و ممتاز و بر نظام الفبايى استوار شده‌است.
29. الموسوعة القرآنيّة: ابراهيم الابيارى، مؤسّسة سجل العرب، اوّل، 1405 ق. (عربى، 11 ج، وزيرى)؛ دربردارنده چهارده باب، چون زندگى پيامبرگرامى، تاريخ قرآن كريم، علوم قرآن، موضوعات قرآن، آيات مكّى و مدنى، وجوه اِعراب، غريب‌القرآن، و‌تفسير سوره‌ها به تفكيك. اين اثر، دانش‌نامه‌اى موضوعى و تحقيقى است؛ امّا ويژگى‌هاى فنّى دائرة‌المعارف را ندارد.
30. الموسوعة القرآنية: جعفر شرف‌الدّين، دارالتّقريب بين المذاهب الاسلاميّة، بيروت، اوّل، 1999 م. (عربى، 12 ج، وزيرى)؛ شامل مباحث گوناگون به ترتيب سوره‌هاى قرآن كريم، از سوره «فاتحه» تا سوره «ناس» مشتمل بر اهداف سوره، ارتباط آيات، ترتيب، اسرار، قرائات هفت‌گانه، و‌معانى لغوى به ترتيب آيات. در اين اثر، نظم و دسته‌بندى مطالب كاملاً چشم‌گير است؛ ولى ساختار دائرة‌المعارفى در آن مشهود نيست.
31. موسوعة فضائل سور و آيات‌القرآن: محمّد بن رزق بن طرهونى، مكتبة العلم، جدّه، دوم، 1414‌ق. (عربى، 2ج، وزيرى)؛ شامل فضايل و جاى‌گاه همه سوره‌ها و برخى از آيات برجسته قرآن كريم، به تفكيك و ترتيب سوره‌ها و آيات، با سطحى كاملاً تحقيقى.
32. نثر طوبى يا دائرة‌المعارف قرآن مجيد: ابوالحسن شعرانى، كتاب‌فروشى اسلاميّه، تهران، اوّل، [بى‌تا](فارسى، 2‌ج در 1 مج: وزيرى/ 604 ص)؛ دربردارنده شرح لغات و مصطلحات قرآن كريم بر نظام الفبايى ـ ريشه‌اى، شامل توضيحات فشرده و علمى. اطلاق نام دائرة‌المعارف بر اين اثر خالى از تسامح نيست.

4. هدف تدوين دائرة‌المعارف قرآن كريم

با سيرى گذرا در آثار پيش‌گفته، آشكار مى‌شود كه تاكنون هيچ مأخذى، به هيچ زبانى تدوين نشده كه هدف آن، ارائه اطّلاعات دائرة‌المعارفى به سبك و شيوه علمى و با معيارهاى امروزين تدوين دائرة‌المعارف باشد. «نظام‌يافتگىِ اطّلاعاتِ پايه و اصيل در قالب مقالاتِ تنظيم شده با نثر علمى» مهم‌ترين دغدغه تدوين دائرة‌المعارف‌هاى امروزين است كه در هيچ‌يك از آثار مزبور نمى‌توان از آن نشان جُست؛ به اين دليل كه پديدآورندگان آن آثار يا در پى چنين هدفى نبوده و فقط مى‌خواسته‌اند قاموس يا معجمى قرآنى پديد آورند يا اين هدف را دنبال مى‌كرده‌اند؛ امّا سازمان و مجموعه‌اى دائرة‌المعارفى تدارك نكرده بوده‌اند تا بتوانند چنين هدفى را تأمين سازند.
هدف اصلى اين دائرة‌المعارف، عبارت از ارائه اطّلاعات ناب و اصيل در قلمرو موضوعات قرآنى است؛ به‌گونه‌اى كه اهل تحقيق در اين موضوعات را به مثابه منبعى مادر و ماندگار، از منابع فرعى بى‌نياز كند. در كنار اين هدف اصلى و خاص، غرض عمومى تدوين دائرة‌المعارف حاضر اين است كه مخاطبان دانش‌پژوه در حدّ مطالعات پايه اسلامى نيز بتوانند از پژوهش‌هاى اصيل و قَويم قرآنى بهره گيرند؛ ازاين‌رو، كوشيده شده تا طلاّب و دانشجويان و عموم دانش پژوهان آشنا به مبانى قرآنى نيز به فراخور توان و در عرصه مطالعات عمومى يا تخصّصى خود، بتوانند از مقالات اين دائرة‌المعارف استفاده كنند. روشن است كه اين غرض عمومى، در جنب آن هدف اصلى تأمين مى‌شود و اين دو، تزاحمى باهم نخواهند يافت. يادكردنى است كه بانيان اين حركت سترگ برآنند تا دائرة‌المعارف حاضر را به زبان‌هاى علمى روز ترجمه كنند و نيز دائرة‌المعارفى قرآنى در سطح كودكان و نوجوانان فراهم آورند.

5‌. اصول و ضوابط تدوين دائرة‌المعارف قرآن كريم

5 ـ 1. كلّيّات

1. براى حفظ اصل بى‌طرفى و علميّت، همه آرا و ديدگاه‌هاى مهم و مبنايى در هر موضوع و مسأله به صورت مستند و بدون افزايش و كاهش آورده مى‌شود؛ سپس نقدهاى علمى وارد بر هر ديدگاه ذكر، و‌آراى موافقان و مخالفان بدون تصرّف ارزش‌داورانه نقل مى‌گردد. براى آن‌كه عموم مخاطبان دائرة‌المعارف بتوانند از بحث بهره برگيرند، حاصل مواجهه‌هاى علمى مزبور به صورت گزارش و تحليل بى‌طرفانه درج مى‌شود. بديهى است كه چنان‌چه مؤلّف مقاله در موضوعى داراى رأى خاص باشد، آن رأى در رديف همان آراى پيش‌گفته و به همان شيوه جلوه خواهد كرد.
2. شيوه طرح مطالب در هر مقاله به گونه‌اى است كه به آرا و عقايد خاصّ مذاهب و مكاتب اسلامى احترام نهاده شود و هرگونه نقد ديدگاه‌هاى غيرشيعى يا غير مشهور با روشى منصفانه و علمى صورت پذيرد تا از هر نوع تشنّج يا دامن زدن به اختلاف‌هاى مذهبى پرهيز گردد. هم‌چنين در نقد و تحليل ديدگاه‌هاى دانشمندان مسلمان و غير مسلمان، كوشيده مى‌شود تا صرفاً از جنبه علمى و تحقيقى به آراى آنان نگريسته، و‌از داورى‌هاى شخصى كه خارج از حيطه تخصّصى هر مقاله است، پرهيز شود.
3. مباحث فقهى طرح شده در اين دائرة‌المعارف، صرفاً با روى‌كرد علمى و پژوهشى و با عنايت به قلمرو مقالات مربوط تنظيم مى‌شود؛ ازاين‌رو، هرگز نبايد انتظار داشت كه همواره و لزوماً جنبه كاربردى اين مباحث حفظ شود و مقلِّدان را در عمل سودمند افتد؛ پس آراى فقهى مطرح شده، لزوماً جنبه فتوايى ندارند.
4. در مباحث تاريخى، گاه گزارش‌هايى آمده‌اند كه از لحاظ ارزشى مورد تأييد نيستند؛ امّا جنبه علمى بحث، نقل آن‌ها را اقتضا كرده است؛ البتّه كوشيده شده تا گزارش‌هاى مرتبط با جنبه‌هاى عقيدتى و كلامى، ريزكاوى و نكته‌هاى تنش‌زاى آن‌ها به قدر كافى نقّادى شود.
5‌. با توجّه به هدف اصلى و غرض عمومى تدوين اين دائرة‌المعارف، هر مقاله فقط به ارائه آن بخش از اطّلاعات در هر موضوع مى‌پردازد كه جنبه تحقيقى داشته باشد؛ ازاين‌رو، جنبه‌هاى تبليغى و ارشادى محض، به خودى خود، مورد نظر نخواهند بود؛ گرچه در عمل ممكن است چنين جنبه‌هايى نيز تأمين شوند.
6‌. منابع مقالات، منحصر به كتاب‌هاى چاپ شده نيستند و هنگام لزوم، از كتاب‌هاى خطّى، مقالات، رساله‌ها و پايان نامه‌هاى حوزه‌اى و دانشگاهى نيز بهره گرفته شده است. بنابر آن است كه منابع مقالات دائرة‌المعارف كاملا معتبر باشند؛ يعنى از جنبه كتاب‌شناسانه، از متون مرجع و اصيل و دست اوّل به شمار آيند. فقط در مواردى به متون درجه دوم، از جمله منابع معاصر استناد مى‌شود كه ضرورتى در ميان باشد؛ به طور مثال موضوع مورد بحث در منابع اخير، تازه و ابتكارى يا مشتمل بر ديدگاه و تحليلى نو باشد. گرچه در هر مقاله، كوشيده شده از عمده منابع علمى و معتبر در قلمرو آن مقاله استفاده شود، در استفاده از آثار دانشوران غيرمسلمان و نيز در مراجعه به آثار مسلمانان غرضورز و متعصّب، نكته سنجى و دركِ مواضع حسّاس همواره مدّنظر است. در ضمن گفتنى است كه ارجاع مطلبى به يك منبع، لزوماً بدان معنا نيست كه مطلب مزبور در همان منبع تلقّى به قبول نيز شده باشد.
7. در انديشه داشتيم كه نشانى منابع را برپايه باب و فصل بياوريم تا يافتن روايت‌ها و گزارش‌ها از كتاب‌هايى كه داراى چاپ‌هاى گوناگون هستند، سهل شود؛ امّا بيم از پرحجم شدن مجموعه سبب شد تا نشانه‌دهى به روال متعارف صورت پذيرد.
8‌. همه مقالات اين دائرة‌المعارف داراى روى‌كرد قرآنى هستند و چنان‌چه مباحثى در قلمروهاى ديگر مطرح شده‌اند، صرفاً از باب ضرورت و ارتباط با آن روى‌كرد قرآنى است؛ پس اگر گه‌گاه از مباحث كلامى يا تاريخى به صورت تخصّصى سخن به ميان آمده، از آن جهت بوده كه ضمن حفظ روى‌كرد قرآنى، براى شرح و گسترش تخصّصى آن موضوع، از مباحث مزبور هم بهره گرفته باشيم.
9. چنان‌چه موضوعى داراى جنبه‌هاى گوناگون باشد، به اقتضاى روى‌كرد قرآنى حاكم بر هر مقاله، از همه آن جنبه‌ها ياد مى‌شود؛ به طور مثال در مقاله «آب» به همه جنبه‌هاى موضوع كه در دايره بحث قرآنى جاى مى‌گيرند، پرداخته مى‌شود.
10. جز در هنگامه‌هاى ضرور و حسّاس، هم‌چون مباحث مهمّ كلامى، ارزيابى و نقدى درباره صحّت و سُقم گزارش‌هاى مربوط به شأن نزول‌ها صورت نمى‌پذيرد؛ چرا كه عموماً چنين ارزيابى‌هايى در قلمرو مقالات اين دائرة‌المعارف، داراى نقش خاص و تبيين‌كننده‌اى نيستند.
11. حجم هر مقاله متناسب با جاى‌گاه و اهمّيّت موضوع آن تعيين مى‌شود. اين جاى‌گاه و اهمّيّت، با عنايت به نوع موضوع، تعداد آيات، ميزان علميّت، نقش و تأثير محتواى مقاله در كلّ مجموعه، ميزان نياز جامعه علمى، و‌حضور و نقش آن موضوع در تاريخ مباحثه‌ها و پژوهش‌هاى قرآنى، تبيين و ارزيابى مى‌شود. تقسيم‌بندى مقالات دائرة‌المعارف حاضر از حيث حجم، به اين قرار است:
ـ كوتاه: تا هزار كلمه
ـ متوسّط: از هزار تا پنج هزار كلمه
ـ بلند: افزون از پنج هزار كلمه.
12. پيكره دائرة‌المعارف كه از ديدى مُشرفانه نگريسته و مجموعه اجزاى صورى و محتوايى را شامل مى‌شود، «هندسه دائرة‌المعارف» عنوان مى‌گيرد. هندسه دائرة‌المعارف با عنايت به نقش و كاربرد هر جزء، طرّاحى شده است؛ به‌گونه‌اى كه ارتباط منطقى ميان همه اجزا حفظ شود. به اين منظور، كوشيده شده تا مقالاتِ هم‌رتبه، داراى حجم يك‌سان يا نزديك به هم باشند؛ نوع حروف و نحوه چينش واحدهاى مقاله با رعايت دو اصل «هماهنگى صورت و محتوا» و «خوش‌نمايى و مخاطب‌پسندى» صورت پذيرد؛ زبان كلّ مقالات يك‌نواخت و در حوزه سبك واحد و شيوه نقل قول و استناد و نيز اصول استدلال در همه آن‌ها، مشابه‌باشد.
13. در نسبت دادنِ مطلبى به كسى، دو اصل رعايت مى‌شود: صاحب مقاله اطمينان داشته باشد كه آن نسبت درست است، و‌ذكر مطلب مزبور و استنادش به آن فرد در روند علمى و پژوهشى مقاله مؤثّر باشد. حساسيّت‌انگيزى و ايجاد تنش، با اهداف دائرة‌المعارف‌نويسى سازگار نيست و در نسبت دادن آرا، به اين اصل مهم توجّه شده است.
14. بهره‌گيرى از شيوه نقل قول مستقيم، مقاله دائرة‌المعارفى را طولانى مى‌كند و سبب مى‌شود كه زبان مقاله از يك‌دستى و هموارى خارج شود؛ زيرا عين مطالب منقول كه به دوره‌ها و سبك‌هاى گوناگون زمانى و زبانى مربوط است، گاه با نثر معيار امروز تناسب ندارد؛ بنابراين، در نقل مطالب ديگران، چكيده سخن آورده مى‌شود نه عين الفاظ، مگر آن‌كه عين لفظ در انتقال معنا نقشى خاص و كليدى داشته باشد.
15. مقالات تا حدّ امكان از استقلال برخوردارند و كوشيده شده تا فهم مطالب يك مقاله به مطالب بيرون از آن وابسته نباشد. از سوى ديگر، محدود كردن دامنه مدخل در ضمن متن صورت مى‌گيرد؛ به همين دليل، از ارجاع‌هاى برون مقاله‌اى كم‌تر استفاده شده است.
16. گاه برخى واژگان كه در يك مقاله به كار مى‌روند، خود نيز به طور مستقل مدخل اصلى هستند. قواعد تدوين دائرة‌المعارف اقتضا مى‌كند كه به توضيح آن واژگان پرداخته نشود يا به حدّ ضرورت بسنده، و‌مطالب مربوط به هر يك، در مقاله مستقلّ آن درج شود؛ با اين حال، براى آن‌كه خوانندگان، اين ارتباط را دريابند، بر‌روى مدخل‌هاى مرتبط، ستاره‌اى نهاده شده است؛ به طور مثال در مقاله آب، بر روى واژگانى چون ابر، باد‌و‌باران، ستاره‌اى گذاشته شده تا خوانندگان دريابند كه اين‌ها، خود، داراى مقالات مستقل هستند؛ البتّه از آن‌جا كه پرونده مدخل‌هاى دائرة‌المعارف باز است و نيز به برخى از واژگان مدخل‌هاى مرتبط در مقاله تصريح‌نشده، ارائه كامل مدخل‌هايى كه به نحوى به مقاله مربوط مى‌شود، ميسّر نبوده است.
17. هرگاه مقاله‌اى داراى بخش‌هاى كاملا مستقل و تخصّصى باشد، مؤلّفان، جداگانه مأمور نوشتن آن‌ها مى‌شوند و امضاى هر يك در ذيل بخش مربوط مى‌آيد؛ با اين حال، انسجام مجموعه مقاله با اِشراف ويراستار دائرة‌المعارف حفظ مى‌شود.
18. با عنايت به اين كه براى نگارش واژگان در زبان فارسى امروز، هنوز شيوه خطّى واحد تدوين نشده است، در اين دائرة‌المعارف كوشيده شده از رفتار سليقه‌اى پرهيز شود و شيوه خطّى متعارف و در عين حال منطبق با اصول دستور زبان و زبان‌شناسى انتخاب گردد؛ به‌گونه‌اى كه از افراط و تفريط پرهيز شود. توجّه به اصل مهمّ «وحدت روش» در كنار اصول مذكور، همواره مدّنظر بوده است. آيات، همواره به شيوه خطّ موسوم به «رسم‌الخطّ عثمان طه» درج مى‌گردند؛ زيرا اين رسم‌الخط در جهان اسلام فراگير شده است، اكثر قريب به اتّفاق مصاحف امروزين با همين شيوه خط، عرضه مى‌شوند.
19. در گذاشتن نشانه‌هاى سجاوندى، بنابر اين بوده كه نشانه‌هاى زايد و بى‌هويّت به كار نروند تا هم از افراط پرهيز و هم صفحه چشم نواز شود و مطالعه مقاله سهل گردد؛ با اين حال، از تفريط نيز پرهيز شده و نشانه‌هاى ضرور و مفيد در جاى خود قرار گرفته‌اند. تنوّع نشانه‌هاى به كار رفته، براساس همين اصل است.
20. از آن‌جا كه در اين دائرة‌المعارف، آيات فراوانى آمده و آوردن ترجمه يكايك آن‌ها به ساختار مقاله دائرة‌المعارفى آسيب مى‌زند و بر حجم نوشته مى‌افزايد، به طور معمول به ذكر ترجمه‌گونه هر آيه بسنده شده؛ يعنى برداشتى از آيه عرضه گشته كه هم مفاد آن را به خواننده انتقال دهد و هم به سير بحث كمك كند.
21. در ترجمه آيات از مصاحف ترجمه شده استادان مكارم شيرازى، مجتبوى، و‌فولادوند فراوان بهره گرفته شده؛ هرچند گاه به ضرورت، تصرّفاتى نيز در آن‌ها صورت پذيرفته است.
22. به قصد پرهيز از بدنمايى و چشم‌آزارى، در اعراب‌گذارى آيات و عبارت‌هاى عربى، فقط علايمى را نهاده‌ايم كه در درست‌خوانى متن، نقش كليدى داشته باشند.
23. نشانه‌ها يا واژگان اختصارى به كار رفته در اين دائرة‌المعارف از اين قرارند:
ج (پس از نام منبع): جلد
ج (پس از مجلّد): جزء
(رض): رضى اللّه عنه
س: سطر
ش: هجرى شمسى
ص: صفحه
ق: هجرى قمرى
ق‌.‌م: قبل از ميلاد
م (پس از عدد): ميلادى
م (پيش از عدد): متوفّاىِ
مج: مجلّد
همان: همان منبع
*: جدايى آيات
*: مدخل‌هاى مرتبط
5 ـ 2. مدخل‌يابى
پژوهش‌گران بخش مدخل‌گزينى بر اين حدس و تقريبند كه در دائرة‌المعارف حاضر، افزون بر چهار هزار مدخل چهره خواهد نمود. چينش مدخل‌ها برپايه الفباى فارسى است. در اين چينش، مجموعه مدخل و شناسه، روى هم در نظر گرفته مى‌شوند؛ پس اگر دو مدخل مشترك باشند، حروف شناسه در چينش مدخل‌ها مؤثّرند. حرف أل در ابتداى كلمه ناديده گرفته مى‌شود؛ ولى در اثناى كلمه لحاظ مى‌شود. حرف مشدّد نيز هم‌چون حرف بى‌تشديد لحاظ، و‌در همزه، به پايه آن نظر مى‌شود: (أ) به مثابه الف، (ؤ) چون واو، (ئ ) همانند ياء، و‌همزه بى‌كرسى (ء) مانند (أ) فرض مى‌گردد.
در اين دائرة‌المعارف، كوشيده شده در مدخل‌هاى تركيبى از مدخل معكوس كم‌تر استفاده شود، مگر در جايى كه بخش دوم مدخل داراى اشتهار باشد و از شكل تركيبى آن كفايت كند. عمده مدخل‌ها به شكل مستقيم هستند؛ يعنى چگونگىِ خواندن و نگاشتن آن‌ها يك‌سان است. فقط در جايى كه شكل معكوس يك مدخل اشتهار داشته باشد، ذيل مدخل، پيش از صدر آن مى‌آيد؛ يعنى مدخل به عكس گونه‌اى كه نوشته شده، خوانده مى‌شود. مانند اُحُد، غزوه.
به اعتبارى، مدخل دو گونه است: اصلى و ارجاعى. مدخل اصلى آن است كه مقاله در ذيل آن درج مى‌گردد. مدخل ارجاعى آن است كه صرفاً به مدخلى ديگر ارجاع داده مى‌شود؛ بى‌آن‌كه مقاله در ذيلش نوشته شود. به موارد مهمّ كاربرد مدخل‌هاى ارجاعى دربرخى از بندهاى همين سرفصل (5 2) اشاره خواهيم كرد.
در تعيين مدخل، به طور عام به اين اصول توجّه شده است:
1. آيينه موضوع باشد؛ به گونه‌اى كه عمده مخاطبان به محض ديدن آن، به موضوع مقاله انتقال يابند.
2. مشهور و رايج باشد؛ به صورتى كه انبوه مخاطبان با آن ارتباطى نزديك حس كنند و در وهله نخست، آن را غريبه و مهجور نيابند.
3. از پيش، اعتبار يافته باشد؛ يعنى در متون معتبر يا فرهنگ قرآنى موجوديّت آن پذيرفته شده باشد؛ بنابراين، از انتخاب مدخل‌هاى بَرساخته و مجعول پرهيز شده است.
4. جزئى و خاص باشد. فقط هنگامى به مدخل عام و كلّى بسنده شده كه قلمرو و موضوع مقاله چنين اقتضا كند؛ يعنى عنوان جزئى و خاص نتواند از عهده شناساندن موضوع مقاله برآيد.
از اين گذشته، مهم‌ترين اصولى كه به طور خاص در گزينش و تدوين مدخل‌ها مراعات شده‌اند، از اين‌قرارند:
1. مدخل‌ها از سه حوزه اصلى برگزيده مى‌شوند: «موضوعات و مفاهيم قرآنى»، «اعلام قرآنى» و «علوم‌قرآن»
2. چنان‌چه اصطلاح خاصّ قرآنى در فارسى مشهور باشد ـ حتّى اگر معادل فارسىِ آن نيز رايج باشد ـ براى ترويج فرهنگ قرآن، اصطلاح خاصّ قرآنى مدخل مى‌شود و نه معادل فارسى آن؛ مانند مغفرت كه مدخل اصلى است و آمرزش به آن ارجاع داده مى‌شود.
3. مفاهيم و موضوعاتى كه به طور مستقيم در قرآن شريف آمده‌اند، لزوماً مدخل قرار مى‌گيرند. مفاهيم انتزاعى نيز چنان‌چه به آيه‌اى از قرآن مستند باشند، مدخل مى‌شوند؛ مانند آثار باستانى.
4. چنان‌چه متفاهَمِ عرفى يك اصطلاح قرآنى با معناى اصلى آن متفاوت يا از آن كم گستره‌تر باشد، همان متفاهم عرفى ملاك قرار مى‌گيرد؛ مثال: واژه فتنه در عرف فارسى‌زبانان به معناى آشوب‌افكنى است؛ امّا در قرآن، افزون بر اين معنا، بر «امتحان» نيز دلالت دارد. در اين حال، مدخل فتنه، به همان معناى عرفى مُشير است و آن‌چه به معناى دوم است، در مدخل امتحان بحث مى‌شود.
5‌. سعى مى‌شود مدخل‌هاى دال بر انجام شدن فعل، به صورت «اسم مصدر» بيايند.
6‌. هرگاه عنوانى جامع براى چند عنوان يافت شود، همان مدخل قرار مى‌گيرد؛ مانند اصحاب كهف. در‌اين صورت، افراد آن عنوان جامع، خود، جداگانه مدخل قرار نمى‌گيرند؛ مانند تلميخا.
7. اقسامِ عنوان كلّى، چنان‌چه خود، اصطلاح باشند، جداگانه مدخل قرار مى‌گيرند؛ مانند نماز جمعه؛ در همين حال، عنوان كلّى نيز جداگانه مدخل خواهد بود؛ مانند نماز.
8‌. عنوان‌هايى مانند جبر و اختيار كه به شكل عطفى مصطلح هستند و پيوندشان در بحث و تحقيق به اندازه‌اى است كه جدايى آن دو موجب نقص يا تكرار مطالب مى‌شود؛ به همين صورت مدخل مى‌شوند و در عين حال، جزء دوم نيز جداگانه مدخل قرار گرفته، به آن ارجاع داده مى‌شود: اختيار =>جبر و اختيار.
9. در مدخل، مفرد بودن، كوتاهى، و‌بساطت لحاظ مى‌شود، مگر آن‌كه مدخل‌هاى غير مفرد، چند كلمه‌اى، و‌مركّب به همين شكل، مصطلح و داراى معناى مستقل باشند.
10. اَعلامى كه در اين دائرة‌المعارف مدخل قرار مى‌گيرند، شامل اشخاص، اشيا، مكان‌ها، زمان‌ها، حوادث، و‌گروه‌هاى خاص هستند.
11. هم اَعلام مصرّح در قرآن، مدخل قرار مى‌گيرند و هم اَعلام غيرمصرّح كه براساس روايات و كتاب‌هاى تفسير و اسباب نزول، مُرادِ اشاره‌هاى قرآن هستند؛ مانند ابوجهل كه «كان الكافر» (فرقان/25، 55) به او اشاره دارد.
12. عنوان‌هايى كه به اعلام، اضافه مى‌شوند، در صورتى كه از شهرت برخوردار باشند، مدخل قرار مى‌گيرند؛ مانند برادران يوسف.
13. به موضوعات علوم قرآن در اين دائرة‌المعارف پرداخته مى‌شود؛ چه آن‌هايى كه در قرآن كريم به آن‌ها اشاره شده باشد و از مفاهيم قرآنى قلمداد شوند، مانند محكم و متشابه، نسخ و... و چه موضوعاتى كه در قرآن به آن اشاره نشده؛ ولى به فهم يا شناخت قرآن كمك مى‌كند، مانند اسباب نزول، تاريخ قرآن، حجّيّت ظواهر قرآن و‌...‌.
14. اسما و صفات خداوند، چون غفور و حليم چنان‌چه در قرآن شريف به آن‌ها تصريح شده باشد، مدخل مى‌شوند. اسما و صفات غير مصرّح مثل آمِر نيز اگر از افعال منسوب به خداوند در قرآن انتزاع يابند ـ مشروط به اين‌كه در بيان معصوم(عليه السلام) به آن‌ها تصريح شده باشد ـ يا در كتاب‌هاى كلامى از آن‌ها بحث شده باشد، مانند متكلّم، مدخل قرار مى‌گيرند. شايان ذكر است كه مقصود از اسما و صفات در اين بخش، اصطلاحى است؛ يعنى تحقّق ملاك اسم و صفت كه «واجد بودن كمال» است، مدّنظر است؛ پس به هيچ وجه قصد نام‌گذارى خداوند در كار نيست و به اين ترتيب، طرح اسما و صفاتى از قبيل آخذ، با مبناى «توقيفيّت اسما» ناسازگار نخواهد‌بود.[4]
15. شناسه عبارتى غيرمشتمل بر فعلِ دستورى است كه پس از مدخل مى‌آيد و آن را به اختصار معرّفى مى‌كند يا از مدخل‌هاى مشابه متمايز مى‌سازد و يا حدود و قلمرو آن در اين دائرة‌المعارف را روشن مى‌كند. سعى شده است در شناسه نگاه قرآن به موضوع نيز مورد توجّه باشد. هرجا وجود شناسه ضرورت نداشته باشد و مدخل به تنهايى بتواند موضوع و قلمرو مقاله را نشان دهد، از آوردن شناسه پرهيز مى‌شود.

5 ـ 3. تشكيل پرونده علمى

پرونده علمى، فهرست و تصوير مجموعه‌اى از منابع و مدارك هر مقاله است؛ به‌گونه‌اى كه مؤلّف مقاله را تا حدّى قابل توجّه از مراجعه به منابع بى‌نياز سازد. پرونده علمى هر مقاله پس از شش مرحله كار پژوهشى، آماده مى‌شود:
1. دريافت توجيهىِ مدخل: پژوهش‌گر، محدوده مدخل و دامنه ارتباط آن با مدخل‌هاى مشابه و موازى را به طور دقيق و مكتوب از گروه علمى مربوط دريافت و مطالعه مى‌كند و درباره آن به طور كامل توجيه مى‌شود.
2. جست و جوى آيات: پژوهش‌گر، آيات مرتبط با مدخل را گرد مى‌آورند و در اين زمينه، از معجم‌ها و فرهنگ‌هاى قرآنى، مجموعه‌هاى روايى، جوامع فقهى، موسوعه‌هاى تاريخى، جوامع علوم قرآن، و‌كتاب‌هاى اَعلام،به فراخور حال و مقال، بهره مى‌جويد.
3. جست و جو در منابع و تصوير بردارى از آن‌ها: پژوهش‌گر به بررسى مطالب تفاسير و ديگر كتاب‌هاى مربوط در قلمرو آيات يافته شده مى‌پردازد. در تصوير بردارى از اين منابع، اصول ذيل رعايت مى‌شود:
ـ از منابع مهم و درجه يك، تا حدّ ده صفحه سند، تماماً تصويربردارى مى‌شود.
ـ از منابع مهم و درجه يك كه بيش از ده صفحه سند داشته باشند و نيز تك‌نگارى‌ها و مقالات بيش از ده صفحه، تصوير صفحه شناسنامه اثر به ضميمه فهرست و چكيده‌اى از مطالب سند تهيّه مى‌شود.
ـ اطّلاعات كتاب‌شناختى هر اثر به طور كامل ذكر مى‌شود. در اين مرحله، رايزنى با كارشناسان بخش‌هاى گزينش مدخل و پرونده علمى و گروه‌هاى علمى نيز صورت مى‌پذيرد. در همين مرحله، پژوهش‌گر ـ چنان‌چه احساس ضرورت كند ـ با استادان و كارشناسان هر موضوع نيز رايزنى مى‌كند.
4. چينش درست اسناد: پژوهش‌گر پس از گردآورى اسناد، آن‌ها را به ترتيب اهمّيّت و اولويّت مى‌چيند. در چينش اسناد، به طور معمول چنين ترتيبى رعايت مى‌شود: كتاب‌هاى راهنماى آيات، فرهنگ‌ها و واژه‌نامه‌ها، تفاسير، منابع فقهى، مجامع روايى، مآخذ تاريخى و رجالى، تك‌نگارى‌ها، دائرة‌المعارف‌ها. چينش در مجموعه‌هاى موضوعى مذكور، براساس تاريخ وفات مؤلّفان صورت مى‌پذيرد.
5‌. تنظيم پرونده و تحليل آن: پژوهش‌گر با ارائه اطّلاعات ذيل و ضميمه ساختنِ آن‌ها به اسناد مزبور، پرونده را تنظيم مى‌كند:
ـ گزارش گردش كار پژوهش، شامل اطّلاعاتى چون مشخّصات كتابخانه‌ها، كارشناسان، فهرست منابع موجود در پرونده، و‌فهرست تصاوير موجود
ـ فهرست كلّيّه واژه‌هاى مربوط به مدخل، همراه با تحليل ارتباطىِ آن‌ها
ـ فهرست آيات بررسى شده، به صورت تفكيكى
ـ سرفصل‌ها و محورهاى پيشنهادى به مثابه پيش‌طرحِ مقاله
ـ تحليل‌هاى كتاب‌شناسانه يا علمى درباره منابع پرونده، شامل نكاتى كه پژوهش‌گر در دوره تشكيل پرونده بدان‌ها دست يافته و به طور معمول از چشم مقاله‌نويسان پنهان مى‌ماند.
6‌. ارزيابى و تكميل پرونده: شورايى تركيب يافته از مسؤول بخش پرونده علمى و سرگروه‌هاى علمى، هر پرونده را ارزيابى، و‌نواقص آن را رفع مى‌كنند.

5 ـ 4. نگارش مقالات

1. در زبان مقالات، مهم‌ترين اصل، رعايت «نثر معيار» است؛ يعنى پيروى از قواعد پذيرفته شده مكتوب يا عرفى در قلمرو دستور زبان، لغت، معانى و بيان، و‌ساختار نوشته. روشن است كه مقالات دائرة‌المعارف، به قلم نويسندگان گوناگون پديد مى‌آيند و تفاوت‌هايى از لحاظ ويژگى‌هاى زبانى دارند؛ امّا اصل مشتركِ رعايت «نثر معيار» در همه آن‌ها به چشم مى‌خورد، و‌همين، به مجموعه كار، نوعى وحدت زبانى مى‌بخشد.
2. در تنظيم ساختارى بدنه مقاله، مهم‌ترين اصل آن است كه چينش و نظم منطقى رعايت شود؛ به‌گونه‌اى كه تا حدّ امكان، يك مطلب، دوبار در مقاله‌اى نيايد؛ لذا كوشيده شده تا ارتباط درونى مطالب، رياضى و منطقى باشد. اين ارتباط از لحاظ طولى، تابع موضوع هر مقاله است. هم‌چنين در چينشِ بندها (پاراگراف‌ها) سعى مى‌شود كه مطالب مستقل، درون يك بند جاى گيرند و مطالب يك بند با بند ديگر تداخل نداشته باشد. هرگاه زمينه پيوند دو مطلب فراهم باشد، به جاى تكرار، از شيوه ارجاعِ درون مقاله‌اى استفاده مى‌شود تا خواننده مطلب مرتبط را در بند مخصوص خود بيابد.
3. مقالات اين دائرة‌المعارف در قلمروهاى موضوعى تنظيم مى‌شوند: تاريخ و اَعلام، فقه و حقوق، فلسفه و كلام، علوم قرآنى، معارف و مفاهيم قرآنى، اديان و‌...‌. به همين سياق، گروه‌هاى علمى با ويژگى‌هايى كه پس از اين گفته خواهد شد، مسؤول تهيّه مقالات خواهند بود. قلمرو محتوايى مقالات به‌گونه‌اى تفكيك مى‌شود كه مطالب اصلى يك مقاله با مقاله ديگر مشترك نباشد و در مجموع، تكرار پيش نيايد. با اين حال، گاه تكرار خلاصه يا بخشى از مطالب مربوط به مقاله‌اى در مقاله ديگر لازم است تا خواننده بتواند سير مطلب را پى گيرد. در اين هنگام، تفصيلِ مطلب در مقاله اصلى، و‌اجمال و گزارش آن در مقاله مرتبط مى‌آيد.

6‌. ويژگى‌هاى صورى دائرة‌المعارف قرآن

با آن‌كه كوشيده شده از معيارها و ضوابط دائرة‌المعارف نويسى به معناى رايج، تخطّى صورت نپذيرد اين دائرة‌المعارف، در چند مورد، به جهاتى داراى ويژگى‌هايى متمايز است. مهم‌ترينِ اين ويژگى‌هااز اين قرارند:

1. قطع:

پس از بحث و فحص فراوان و جست و جو در آثار مشابه، با عنايت به تعريف مخاطب اين مجموعه، هيأت علمى بر آن شد تا دائرة‌المعارف حاضر را در قطع وزيرى به چاپ رساند و از شيوه معمول در اين باب عدول كند. مهم‌ترين ادلّه اين تصميم چنين است: ايجاد ارتباط سَهل‌تر با توده مخاطبان كه معمولا با قطع‌هاى بلند از قبيل رحلى و سلطانى اُنس ندارند، و‌پديد آوردن امكان حملِ اين مجموعه براى مبلّغان يا استادانى كه ناچارند آن را در سفر يا هنگام تدريس و بهره‌گيرى‌هاى مشابه همراه خويش داشته باشند.
2. دَرج منابع:
روش معمول براى درج منابع و مآخذ در دائرة‌المعارف‌ها سبب مى‌شود كه انبوهى از صفحه‌ها و سطرها به ذكر منابع مكرّر تخصيص يابد. اين پديده، جز آن كه خوش‌نما و مطلوب نيست، بر حجم و بهاى اثر، چشم‌گيرانه مى‌افزايد؛ ازاين‌رو در دائرة‌المعارف حاضر، اوّلا نشانى منابع در مقالات به طور كامل درج نمى‌شود و فقط به نام اثر و در صورت تشابه به نام مؤلف نيز بسنده مى‌گردد؛ ثانياً فهرستى كامل از مآخذ مورد استفاده در هر مجلّد، در پايان آن داده مى‌شود كه مشخّصات كتاب‌شناختى آثار را نشان مى‌دهد؛ از اين گذشته، به جاى آن كه از منابع، در ضمن مقاله ياد شود، پا نوشت‌هاى ذيل صفحه‌ها به اين كار اختصاص مى‌يابد. اين نيز از آن رو است كه درج منابع در لابه‌لاى سطور سبب مى‌شود خواننده نتواند مقاله را چنان كه بايد سهل و گوارا بخواند و پى گيرد؛ افزون بر اين، خوش‌نمايى و زيبايى صفحه نيز مرهون جداسازى متن از پانوشت‌ها‌است.

7. سازمان و گردش‌كار

سازمان دائرة‌المعارف قرآن و گردش‌كار آن، از حيث علمى و عملى، به قرارى است كه مى‌آيد:

7 ـ 1. گردش كار

گردش كار از آغاز تا فرجام، به اختصار چنين است:
1. تصويب و تعريف مدخل‌ها
2. تشكيل پرونده علمى
3. كنترل پرونده علمى
4. نگارش مقاله
5‌. حروف‌نگارى
6‌. ارزيابى و اصلاح مقاله در گروه
7. كنترل مآخذ
8‌. ويرايش و مقابله
9. ارزيابى مقاله در شوراى تحريريّه تخصّصى به تناسب موضوع مقاله
10. اصلاح نهايى مقاله
11. تكميل و ويرايش و اصلاح حروف نگارى براساس اصلاحات نهايى
12. كنترل نهايى.

7 ـ 1. همكاران

روشن است كه در انجام كارى چنين سترگ، مجموعه‌اى از همراهان و همدلان دست به دست هم داده‌اند كه ذكر نام يكايك آنان به راستى متعذّر است؛ امّا در اين ميان، برخى، همكارى بيش‌ترى داشته‌اند و ذكر نام ايشان در حقيقت به منزله مسؤوليّت‌پذيرى و عرضه شناسنامه‌اى مستند از اثر است؛ ازاين‌رو، در اين‌جا فهرست همكاران دائرة‌المعارف قرآن، با صبغه ياد شده، آورده مى‌شود و نيز از كوشش همه مؤلّفان ارجمند كه نامشان در ذيل مقالات آمده است و تمام سرورانى كه ذكر نامشان در اين تنگنا ميسور نيست، شكرگزارى مى‌گردد.
در عين حال، سزاوار است از حجّت‌الاسلام والمسلمين عبدالرّضا ايزدپناه كه پيش‌تر در سمت «مسؤول مركز فرهنگ و معارف قرآن»، پيشنهاد طرح تدوين دائرة‌المعارف را ارائه داده، پى‌گيرى كردند، حجج اسلام سيّدمحسن سادات‌فخر و عليرضا ايمانى‌مقدّم كه در تهيّه طرح نخست دائرة‌المعارف همكارى داشتند، حجّت‌الاسلام والمسلمين على خراسانى كه افزون بر مسؤوليّت بخش تدوين مقالات، در سِمَت «جانشين مسؤول دائرة‌المعارف» و نيز «مسؤوليّت دائرة المعارف» نقشى حسّاس و چشم‌گير در اداره امور برعهده داشته‌اند، و‌سرانجام هيأت مديره محترم دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه قم و رئيس ارجمند آن دفتر، حجّت‌الاسلام والمسلمين جناب آقاى جعفرى گيلانى ـ زيد عزّهم ـ نام برده، تقدير و تشكر كنم و توفيقات روزافزون همه خدمت‌گزاران به ساحت قدس قرآن كريم را از خداوند تبارك و تعالى مسألت نمايم؛ به اميد بهره‌مندى از هدايت و شفاعت قرآن و عترت در دنيا و آخرت.
مصطفى محامى
مسؤول مركز فرهنگ و معارف قرآن
دفترتبليغات‌اسلامى‌حوزه‌علميّه قم

مآخذ پيش‌گفتار

1. دائرة‌المعارف تشيّع: ج7 (مدخل دائرة‌المعارف).
2. دائرة‌المعارف فارسى (مصاحب): ج3 (مدخل دائرة‌المعارف).
3. راهنماى مؤلّفان و محقّقان: مركز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامى، تهران، 1368 ش.
4. شيوه‌نامه دائرة‌المعارف امام حسين(عليه السلام): پژوهش‌كده تحقيقات اسلامى سپاه، قم، 1377 ش.
5‌. شيوه‌نامه دائرة‌المعارف قرآن كريم: مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم، قم، 1377 ش.
6‌. شيوه‌نامه دانش‌نامه جهان اسلام: بنياد دائرة‌المعارف اسلامى، تهران، 1372 ش.
7. طرح تدوين دائرة‌المعارف تشيّع: بنياد اسلامى طاهر، تهران، 1362 ش.
8‌. فرهنگ‌نامه ادبى فارسى (مدخل دائرة‌المعارف): سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى، تهران، 1376 ش.
9. لغت‌نامه فارسى (دهخدا): (مدخل دائرة‌المعارف).

همكاران علمى

1. آثمى ـ ابوالفضل ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
2. آقازاده ـ فتّاح ; ارزياب محتوايى مقالات
3. احمدى كاشانى ـ ابوالفضل ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
4. ارجى ـ على اكبر ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
5. اسحاق نيا ـ رضا ; ارزياب محتوايى مقالات و مسؤول بخش فلسفه و كلام
6. اسدى كاخكی ـ سيدمصطفى ; ارزياب محتوايى مقالات و مسؤول بخش فقه
7. اسلامى ـ على ; ارزياب محتوايى مقالات
8. اسماعيلى ـ مهران ; پژوهش گر بخش تدوين مقالات
9. اسماعيلى جوينانى ـ اسماعيل ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
10. اكبرى كارمزدى ـ محمد ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
11. الله اكبرى ـ محمد ; ارزياب محتوايى مقالات
12. الهى زاده ـ محمّد حسين ; مشاور علمى
13. انصارى نيا ـ اللّه مراد ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
14. اورعى ـ مرتضى ; ارزياب محتوايى مقالات و مسؤول بخش گزينش و تعريف مدخل ها
15. ايمانى مقدم ـ رحمت اللّه ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
16. ايمانى مقدم ـ عليرضا ; ارزياب محتوايى مقالات و مسؤول بخش پرونده علمى(1376ـ1379)
17. پيرعبّاسى ـ يحيى ; پژوهش گر و ارزياب پرونده هاى علمى
18. تبادكانى ـ سيد حسن ; ارزياب محتوايى مقالات
19. ثابتى ـ محسن ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
20. جمالى ـ احمد ; پژوهش گر بخش تدوين مقالات
21. حسينى زاده ـ سيّد عبدالرسول ; پژوهش گر و ارزياب پرونده هاى علمى
22. حسينى (ژرفا) ـ سيّد ابوالقاسم ; مشاور علمى
23. خراسانى ـ على ; جانشين مسؤول دائـرة المعارف(1376ـ1379) مسؤول دائرة المعارف (1380 به بعد)، ارزياب محتوايى مقالات ومسؤول بخش تدوين مقالات
24. خراسانى ـ لطف اللّه ; پژوهش گر، ارزياب پرونده هاى علمى و مسؤول بخش پرونده علمى (1380 به بعد)
25. خراسانى نژاد ـ رضا ; پژوهش گر و ارزياب پرونده هاى علمى
26. درياب ـ حسين ; ارزياب پرونده هاى علمى
27. دشتى ـ سيّد محمود ; ارزياب محتوايى مقالات و مسؤول بخش علوم قرآنى
28. دهقان ـ اكبر ; مشاور علمى
29. دهنوى ـ حسين ; ويراستار
30. ذبيح زاده روشن ـ محمّد هادى ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
31. رحيميان ـ حسن ; ارزياب محتوايى مقالات
32. رفعت نژاد ـ محمدنقى ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
33. رمضانى ـ حسن ; ارزياب محتوايى مقالات
34. رمضانى ـ رضا ; ارزياب محتوايى مقالات
35. روحى ـ ابوالفضل ; ارزياب محتوايى مقالات
36. زهدى ـ مجيد ; ارزياب پرونده هاى علمى
37. سادات ـ سيّد احمد ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
38. سحرخوان ـ محمّد ; پژوهش گر، ارزياب پرونده هاى علمى و مسؤول بخش مقابله علمى
39. سعادتى تبار ـ على ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
40. صادقى ـ تقى ; پژوهش گر و ارزياب پرونده هاى علمى
41. صادقى فدكى ـ سيّدجعفر ; ارزياب پرونده هاى علمى
42. صادقى ـ محسن ; ارزياب محتوايى مقالات
43. صحفى ـ سيّد مجتبى ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
44. ضياء توحيدى ـ حسن ; مشاور علمى
45. طيبى چوبرى ـ احمد ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
46. عابدى ـ احمد ; مشاور علمى
47. عبداللّه آبادى ـ سليمان ; ارزياب محتوايى مقالات
48. عاليشاهى ـ احمد ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
49. قاسميان ـ على ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
50. قدسى ـ احمد ; ارزياب محتوايى مقالات
51. كاردان ـ رضا ; مشاور علمى
52. گودرزى ـ محمود ; پژوهش گر و ارزياب پرونده هاى علمى
53. محامى ـ مصطفى ; مسؤول دائرة المعارف (1376 ـ 1379)
54. محقق راد ـ مصطفى ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
55. مصباحى دستجردى ـ محمّد ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
56. مصطفى پور ـ محمدرضا ; ارزياب محتوايى مقالات
57. معمورى ـ على ; ارزياب محتوايى مقالات
58. موسوى احمدآبادى ـ سيّد مجتبى ; پژوهش گر بخش پرونده علمى
59. موسوى خراسانى ـ سيّدمحمّدهادى ; ارزياب محتوايى مقالات
60. مهدوى مهر ـ محمّد حسن ; مشاور علمى
61. مهندسى ـ محمدمهدى ; ارزياب محتوايى مقالات
62. نصيرى ـ على ; ارزياب محتوايى مقالات
63.واسعى ـ سيّد عليرضا ; ارزياب محتوايى مقالات و مسؤول بخش تاريخ و اعلام
64. يوسف زاده ـ حسين على ; پژوهش گر بخش پرونده علمى

همكاران پشتيبانى علمى

1. آزادى ـ باب اللّه ; حروف نگار
2. ابدالى ـ محرّم ; امور اجرايى
3. ابراهيمى ـ سيد هادى ; حروف نگار
4. استادآقا ـ محمد حسين (و همكاران) ; معاون ادارى ـ مالى (1377 ـ 1378)
5. جعفرى ـ محمّدتقى ; حروف نگار و صفحه آرا
6. جمشيدى نيا ـ عليرضا ; دبير اجرايى
7. چناره ـ رمضان ; تكثيرگر
8. حائرى نژاد ـ اسماعيل ; امور اجرايى
9. حسينيان ـ سيّد ابراهيم ; مصحّح و مقابله گر
10. ذاكررضوى ـ سيّد محمّدكاظم ; مصحّح و مقابله گر
11. سادات ـ سيّد على (و همكاران) ; مسؤول بخش خدمات پژوهشى
12. عشرتى ـ غلام عباس(و همكاران) ; معاون ادارى مالى (1379 به بعد)
13. فرهادى ـ محمد ; تكثيرگر
14. قماشى ـ سيّد مهدى ; كتاب دار
15. قنبرى ـ اكبر ; دبير اجرايى بخش تشكيل پرونده علمى
16. موسوى عبادى ـ سيّد اسداللّه ; متخصّص رايانه
17. ميرخانى ـ ايّوب ; كتاب دار
18. هاشم زادهـ محمّدعلى ; مسؤول كتاب خانه




[1] نهج‌البلاغه، ص‌428، خطبه 198.
[2] نهج‌البلاغه، ص‌336، خطبه 176.
[3] بحارالأنوار، ج‌1، ص‌219، ح‌50‌.
[4] الميزان، ج‌8‌، ص‌359.