ابليس و فرعون

پدیدآورخلیل منصوری

تاریخ انتشار1388/01/27

منبع مقاله

share 415 بازدید
ابليس و فرعون

خليل منصوري
با استفاده از مقاله دايرة‏المعارف قرآن كريم مركز فرهنگ و معارف قرآن
از ويژگي‏هاي بارز قرآن، عيني‏گرايي و ملموس‏سازي اصول و مفاهيم نظري و كلي است. بسياري از اصول و سنت‏هايي كه خداوند در سراسر قرآن به صورت كلي، تجردي و انتزاعي بيان مي‏كند، نمونه‏هاي عيني آن در داستان و قصه‏هاي قرآني تبيين و ترسيم مي‏شود. به شكل كلي‏تر مي‏توانيم بگوييم كه قرآن تنها به صورت كلي، انتزاعي و عمومي مسائل توجه نمي‏كند، بلكه آنها را به صورت مجسم و عيني بيان مي‏كند و سيماهاي مجسم و ملموس مطالب و مفاهيم را از نظر دور نمي‏دارد. گاه نخست به انديشه‏هاي كلي، انتزاعي و مجرد اشاره دارد و سپس آنها را در اشكال جزئي ترسيم مي‏كند و گاه نخست به چيزهاي محسوس و ملموس اشاره مي‏كند و گام به گام بالا مي‏رود تا آن را در يك قالب كلي بيان كند كه در اصطلاح "سنت‏هاي الهي" ناميده مي‏شود.
بنابراين در شناخت بينش و ديدگاه‏هاي قرآن پيرامون و درباره هر مسئله‏اي مي‏توان به هر دو دسته از آيات توجه كرد. رويكردي كه قرآن در بيان خويش برگزيده، بر اين روش استوار است كه مسائل را ملموس، عيني و قابل درك و فهم عمومي نمايد. گرايش به تجسيم و عينيت‏بخشي اصول و مفاهيم، قرآن را از يك كتاب ساده علمي و يا مانيفست مكتبي به كتاب هدايت تبديل مي‏كند؛ رويكردي كه از اصول بنيادين روش و شيوه‏هاي تبليغ دين در انزال كتاب‏ها و ارسال رسولان است، زيرا خداوند در همه موارد به اين مطلب توجه داشته است كه فرستادگان از نوع، قوم و همزبان با مردمي باشند كه به سوي آنان فرستاده مي‏شوند. اين هماهنگي‏ها موجب مي‏شود تا ارتباط ميان فرستادگان و مخاطبان بسيار آسان‏تر و استوارتر صورت گيرد.
در روان‏شناسي شخصيت مستكبران نيز توجه به اين اصول و رويكردهاي قرآني لازم و ضروري است. از اين‏رو ما در شناخت اين روحيه به آياتي توجه مي‏كنيم كه نمونه‏هاي عيني شخصيت‏هاي مستكبران در آن تحليل و تبيين شده است. آيات بسياري در تجزيه و تحليل شخصيت‏هاي ايشان وارد شده است تا در نهايت، تبيين درستي از آنان به دست دهد.
نگاهي به آيات و سوره‏هاي قرآن نشان مي‏دهد كه قرآن به دو نمونه عيني از شخصيت‏هاي استكباري توجه داشته و به تجزيه و تحليل شخصيتي، رفتاري، كنش‏ها و واكنش‏هاي آنها پرداخته تا تصوير درست و كاملي از آنان در اختيار خوانندگان خويش قرار دهد. اين دو نمونه بسيار كامل، ابليس و فرعون است.
همانندي‏هايي كه ميان انسان و جن وجود دارد موجب مي‏شود تا شناخت ابليس به عنوان يك مستكبر كامل و عيني، ما را در شناخت مستكبران و انديشه‏ها و رفتارهاي ايشان ياري كند. از اين‏رو در شناخت و تصوير و ترسيم كامل از مسئله استكبار و مستكبران، اين نمونه‏ها را نبايد ناديده گرفت؛ بلكه بايد به تجزيه و تحليل شخصيت ابليس و انديشه‏ها و رفتارها و كنش‏ها و واكنش‏هايش به‏طور جدي توجه كرد تا از اين رهگذر به شناختي دقيق از اين واژه دست يافت و آن را به درستي تبيين كرد.
فرعون، نمونه ديگري است كه قرآن از شخصيت مستكبران ارائه مي‏دهد. نگاهي به آيات و سوره‏هاي قرآن، اهتمام فراوان قرآن را در تبيين شخصيت فرعون و آل‏فرعون از زواياي گوناگون نشان مي‏دهد تا به اين ترتيب نمونه عيني كاملي از مستكبران ارائه داده باشد. از اين‏رو حضور اطرافيان و ملأ و مترفان قوم در كنار فرعون، موضوعيت ويژه‏اي مي‏يابد و در مواضع گوناگون از اعمال، انديشه‏ها و بينش‏هاي ايشان پرده بر مي‏دارد تا بدين‏وسيله شناخت و تبيين كاملي از مستكبران و روش‏هاي فردي و جمعي آنان ارائه شود.
از آنجايي كه فرعون به‏عنوان يك شخصيت استكباري به نوع انسان نزديك‏تر و تصويرپردازي از چهره، انديشه و رفتار او براي جامعه انساني مفيدتر و ملموس‏تر است و نيز از آنجا كه جستار حاضر، توان و كشش تحليل همه زواياي شخصيت‏هاي مذكور را ندارد، در اينجا تنها به شخصيت فرعون و آل او توجه مي‏شود تا به اين ترتيب به تبيين شخصيت‏هاي استكبار و ويژگي‏هاي ايشان نزديك‏تر شويم.
در قرآن از كساني كه كارگزار و هم‏انديشه فرعون بودند با تعابير قوم، ملأ، جند، جنود و آل‏فرعون ياد شده كه مفهوم متقارب و مصداق واحدي دارند.

اخلاق و رفتار مستكبران

در قرآن اخلاق زشت و رفتار ناهنجار مستكبران گزارش شده و زواياي آن به تفصيل تبيين شده است. نقش و تأثير اين‏گونه رفتارها در انحطاط و سرانجام شوم جامعه‏ها و ملت‏ها از جمله علل اهتمام قرآن به بررسي و تبيين اعمال و سرنوشت آنان است.
1 - اصولاً مستكبران در رفتارشان هيچ‏گونه ادب، اصول اخلاقي و هنجارهاي شناخته شده را رعايت نمي‏كنند. در گفت‏وگوها، مخاطب خويش را خوار مي‏دارند و به اصول ارزشي او اهانت مي‏كنند؛ اين رفتار زشت و زننده را حتي در مواردي كه در تنگنا و فشار هستند و دست نياز به سوي مخاطب دارند، اعمال مي‏كنند. اين ويژگي برخاسته از خصلت استكباري، خودبزرگ‏بيني و خود برتربيني ايشان است.
به عنوان نمونه فرعون با آن‏كه نياز شديدي به حضرت موسي(ع) دارد تا عذاب‏هاي الهي را از ايشان و قوم او بردارد با غرور و حالت استكباري مي‏گويد: يا موسي ادع لنا ربك بما عهد عندك: «اي موسي! پروردگارت را به عهدي كه نزد تو دارد براي ما بخوان!»(اعراف/134).
2 - انكار و عناد از ديگر ويژگي‏ها و خصلت‏هاي مستكبران است. از اين‏رو با آن‏كه به حقانيت چيزي رسيده‏اند با اين‏همه از روي لجاجت، از در انكار وارد مي‏شوند و حقيقت را فداي لجاجت و عناد خود مي‏كنند. خداوند درباره فرعون مي‏گويد كه با آن كه فرعون و گروه او از موقعيت والاي موسي(ع) و قدرتمندي خدا آگاه و با تجربه و به كرات آن را دريافته بودند؛ با اين حال در لجاجت با وي كوتاهي نمي‏كردند؛ فلما جاءتهم ءاياتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين، و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم ظلما و علوّا فانظركيف كان عاقبه المفسدين، و لقد ءاتينا داود و سليمن علما و قالا الحمدلله الذي فضلنا علي كثير من عباده الموءمنين: «هنگامي كه آيات روشنگر ما به سوي آنان آمد گفتند: اين سحري آشكار است و با آن كه دل‏هايشان بدان يقين داشت، آن را از روي ستم و تكبر انكار كردند. پس بنگر كه فرجام فسادگران چگونه بود»(نمل/13-15).
3 - خودپسندي از ديگر خصلت‏هاي شخصيت مستكبران است. اين ويژگي بنيادي‏ترين خصوصيت اخلاقي ايشان را شكل مي‏دهد زيرا بسياري از رفتارهاي ناهنجار فردي و اجتماعي در اين خصوصيت و ويژگي ريشه دارد. خاستگاه رفتارهاي ضدارزشي ايشان چيزي جز خودبزرگ‏بيني و خودپسندي نيست. همين خصلت است كه موجب مي‏شود تا نعمت‏هاي خداداد را از آن خويش برشمارند و فراواني نعمت و بركت را برپايه وجودي خود بدانند؛ رشد اقتصادي و فراواني نعمت‏هايي كه گاه به‏عنوان عذاب به آنان و جامعه ارزاني مي‏شود تا به امهال و استدراج گرفتار آيند و در رفاه به سختي گرفته شوند، همه را در خود جست‏وجو مي‏كنند و به خويشتن مي‏بندند: فاذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و ان تصبهم سيئة يطّيّروا بموسي و من معه ألا انما طائرهم عندالله ولكن اكثرهم لايعلمون:«اگر فراواني و نعمت به آنان مي‏رسيد، آن را حق خود دانسته نه اين كه از جانب خدا بدانند و مي‏گفتند: فراواني نعمت هماره در كشور ما بوده و اين حق ماست. آنان اين نعمت‏ها را از جانب خدا نمي‏دانستند تا سپاس آن را به جاي آورند1»(اعراف/131). و هرگاه به ايشان عذاب‏هايي مانند خشكسالي نازل مي‏شد، موسي و قوم وي را به بديمني و بدشگوني متهم مي‏كردند2.
4 - كاخ‏سازي و خوش‏نشيني: از آيه 137 اعراف برمي‏آيد مستكبران از نظر شخصيت چنان‏اند كه همواره مي‏كوشند برتري خويش را به رخ ديگران بكشند و به هر نحوي شده آن را به ديگران نشان دهند. از اين‏رو از همه ابزارهايي كه چنين امكاني را فراهم مي‏آورد استفاده مي‏كنند. يكي از ابزارهاي خودنمايي ايشان، كاخ‏سازي و برپايي بناها و ساختمان‏هاي بي‏نظير و بلند و باشكوه است تا با نمايش چنين شكوهي، خودبزرگ‏بيني‏شان را ارضا كنند. خوش‏نشيني از ويژگي‏هاي شخصيتي مستكبران است. خداوند در قرآن مي‏فرمايد:...يصنع فرعون و قومه و وما كانوا يعرشون: «فرعون و قومش كاخ‏هاي بزرگ و باشكوه مي‏ساختند»(اعراف/137).
5 - رفتارهاي اجتماعي ايشان نيز كم از رفتارهاي ناهنجار فردي‏شان ندارد؛ از اين‏رو در رفتار اجتماعي نيز كه برخاسته از خوي و خصلت استكباري آنهاست به هر نحوي خوي و خصلت باطني و استكباري خويش را آشكار مي‏سازند.
بهره‏كشي و استضعاف ديگران: وأورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها التي باركنا فيها و تمّت كلمات ربك الحسني علي بني‏اسراييل بما صبروا و دمّرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون(اعراف/137).
شكنجه و نسل‏كشي: واذ نجيناكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم و في ذلكم بلاء من ربكم عظيم(بقره/49).
پيمان شكني: فأرسلنا عليهم الطوفان والجراد والقمّل والضفادع والدم ءايات مفصلات فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين، ولما وقع عليهم الرجز قالوا يا موسي ادع لنا ربك بما عهد عندك لئن كشفت عناالرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بني اسراييل(اعراف/133و134).
اختناق و مبارزه با حق و عدالت‏خواهي: من عمل سيّئة فلا يجزي الا مثلها و من عمل صالحا من ذكر او انثي و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب(مؤمن/40).
تهمت و افترا به ديگران: وقالو يا أيّه الساحر ادع لنا ربك بما عهد اننا لمهتدون(زخرف/49).
اصلاح‏طلبي دروغين و متهم‏كردن ديگران به استبداد و فساد: و قال الملأ من قوم فرعون اتذر موسي و قومه ليفسدوا في‏الارض و يذرك و ءالهتك قال سنقتّل ابناءهم و نستحيي نساءهم و انا فوقهم قاهرون3 (اعراف/127).
استهزا و تمسخر حق‏طلبان از ديگر خصوصيات اخلاق اجتماعي مستكبران است كه قرآن به توضيح و تبيين آن پرداخته است: فلما جاءهم باياتنا اذاهم منها يضحكون(زخرف/47).
قرآن با بيان نمونه‏هاي ملموس از زندگي فرعون و آل‏فرعون شخصيت استكباري ايشان را به نقد و بررسي مي‏نشيند و تأثيرات سوء رفتار و بينش ايشان را بر جامعه و فرجام بد ملت يادآوري مي‏كند.

پاورقيها:

1 - مجمع البيان، ج4، ص719.
2 - كشف الاسرار، ج3، ص710.
3 - و نيز ن‏ك: همان سوره، آيه 110.

مقالات مشابه

بررسی آیات دور کردن شیاطین به‌وسیله شهاب‌سنگ

نام نشریهپژوهشهای قرآنی

نام نویسندهروح اله بهادری جهرمی

تحلیل فضاهای ذهنی گفتمان شیطان در قرآن

نام نشریهپژوهش های میان رشته ای قرآن کریم

نام نویسندهعلی رضا قائمی نیا, محمد حسین شیرافکن

تفاوت یا همسانی شیطان و ابلیس

نام نشریهمطالعات قرآنی

نام نویسنده مهدی ممتحن – زینب ترابی

بررسی تطبیقی سیمای فرعون در قرآن و عهد قدیم

نام نشریهالهیات تطبیقی

نام نویسنده سیدعباس خیراللهی – اصغر کریمی رکن آبادی – علی محمد میرجلیلی