پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹
صفحه اصلي     درباره ما     نقشه سايت     ارتباط با ما     مركز در يك نگاه  
11:03 1389/6/18
اصالت در تفسير با خود قرآن است نه علوم جديد


كد خبر:2528 تاريخ خبر :00:02:00 1389-4-30 نسخه چاپي

به باور آيت‌الله سيدعلی‌اكبر قرشی، علوم جديد مبتنی بر تجربه و آزمون و دائما در حال دگرگونی است؛ لذا اگر آيات را با يك جريان علمی پيوند دهيم و در آينده اين جريان عوض شود، در تفسير قرآن اشكال به وجود می‏آيد؛ بنابراين اصالت در تفسير با خود قرآن است نه علوم جديد.

به گزارش واحد خبر پایگاه معارف قرآن به نقل از ایکنا، آيت‌الله سيدعلی‌اكبر قرشی، مفسر و پژوهشگر قرآن كريم، در پاسخ به اين سؤال كه نظرتان درباره تفسير علمی «مهدی بازرگان» و «آيت‏الله طالقانی» چيست؟، اظهار كرد: البته بازرگان كه تفسيری نداشت، مگر اين‏كه به طور پراكنده به كتب «راه طی شده» و «باد و باران در قرآن» اشاره كنيم، البته آيت‏الله طالقانی نيز مطالب زيادی در رابطه با علوم جديد دارد، اما من به علوم جديد نپرداختم.
وی بيان كرد: در اين مورد با دوستانم صحبت كردم كه علوم جديد مبتنی بر تجربه و آزمون است و دائما در حال دگرگونی است؛ لذا اگر بتوانيم برخی آيات را با يك جريان علمی پيوند دهيم، آنگاه در آينده اين جريان علمی عوض شود، در تفسير قرآن اشكال به وجود می‏آيد؛ لذا اصالت در تفسير با خود قرآن است نه علوم جديد.
عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به اين سؤال كه اين تفسير بر چه ميزان با داده‏های عقلی تأكيد می‏كرد و در تفسير خودتان جايگاه عقل را چگونه تبيين كرديد و چه مقدار از آن بهره برديد؟، تصريح كرد: رويكردم در اين تفسير بيشتر با روايات و اقوال علما بود. اين راه اگر درست پيموده شود، خود به خود با فلسفه و دستاورده‏های عقلی منطبق می‏شود؛ لذا بسيار بر مباحث تأكيد نداشتم. وی اظهار كرد: مرحوم علامه طباطبايی از حديث استفاده‏های بسيار داشته است، حتی اگر انسان دقت داشته باشد، هنگامی كه می‏خواهد در شرح‏ها آيات را بيان كند، ابتدا مسئله را از روايات می‏فهمد، بعد به تفسير می‏پردازد.
آيت‌الله قرشی در بيان نمونه‌ای در اين زمينه به سوره مدثر اشاره كرد و گفت: در اين سوره آيه‏ای داريم كه نشان می‏دهد كه در مكه منافق هم بوده است. «وَلِیَقُولَ الَّذِينَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ یُضِلُّ اللَّهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ؛ و تا كسانى كه در دل‌هايشان بيمارى است و كافران بگويند خدا از اين وصف‏كردن چه چيزى را اراده كرده است اين‌گونه خدا هر كه را بخواهد بيراه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند».
وی افزود: اين آيه دليلی بر وجود منافق است، اما اين‌كه در آن زمان در مكه منافقی باشد بسيار عجيب است؛ زيرا اسلام در آن زمان قدرت نداشت. علامه طباطبايی نيز در شرح آيه به اين نكته متذكر می‌شود. آن وقت روايتی است از امام زمان(عج) در اين مسئله كه می‌پرسند آن‌ها كه در مكه مسلمان شدند آيا از اجبار مسلمان شدند و يا از روی طوع و رقبت؟
نويسنده تفسير «احسن الحديث» با اشاره به روايت امام زمان(عج) عنوان كرد: ايشان در آن روايت می‌فرمايند: «برخی‌ها بودند كه نه از روی اكراه و اجبار و نه از روی رغبت و ميل مسلمان شدند، بلكه اسلامشان از روی طمع بود.» هنگامی كه علامه طباطبايی اين آيه را تفسير می‌كرد، ديدم كه همين روايت را در نظر گرفته و از آنجا بيان می‌كند كه در مكه منافق بوده است، ولی لازم نيست مسئله به طور اجبار و يا رغبت باشد. مسئله طمع هم در آن زمان مطرح بود و منافق از همان زمان طمعا ايمان ‌آورده است.
وی در پاسخ به اين سؤال كه از چه زمانی بر روی «صحيفه سجاديه» كار كرده‌‌ايد و اين اقدام چه نتيجه‌ای داشت؟ عنوان كرد: دوستی داشتم به نام حجت‌الاسلام محمدامين رضوی كه وفات كرد. وی هم دوست خوب و هم هم‌مباحثم بود و فكری جوّال داشت. او گفت كه الآن صحيفه سجاديه تا حدی مهجور و متروك است و خوب است كاری انجام دهيم
آيت‌الله قرشی اضافه كرد: وی پيشنهاد داد اگر بتوانيم برای اين كتاب ارزشمند معجم و كاشفی بنويسم، اين مسئله باعث می‌شود كه هر مطلبی كه در صحيفه سجاديه باشد، مردم بتوانند آن‌را به راحتی پيدا كنند و صحيفه سجاديه رايج می‌شود. بالاخره پيشنهاد او در من اثر كرد و شروع كردم به نوشتن «معجم صحيفه سجاديه» نظير همان «المعجم المفهرس» محمد فؤاد عبدالباقی است.
وی با اشاره به ترديد خود در اين زمينه گفت: شروع كردم به تدوين و مقداری هم نوشته بودم، شايد تقريبا در اواسط كار بودم كه با خودم گفتم بالاخره اين كار به درد خواص می‌خورد، پنج نفر و يا پنجاه نفر افراد به شكل تخصصی از اين كتاب استفاده می‌كنند و بسياری افراد از بهره‌بردن از آن باز خواهند ماند؛ لذا به شك افتادم.
نويسنده كتاب «قاموس قرآن» با اشاره به داستان زيارت امام سجاد(ع) در رؤيا عنوان كرد: به اصطلاح عرب «اقدم رجل و اخر اخری»؛ تا حدی به شك افتادم كه آيا اين كار را تمام كنم يا نه. به خاطر دارم در ماه مبارك رمضان 1385 قمری بود كه صبح نماز جماعت را در مسجد خواندم و به منزل آمدم و استراحت كردم. در خواب ديديم كه در مدينه هستم و در كنار منزل امام سجاد(ع) اجازه می‌خواهم تا ايشان را زيارت كنم. گفتند كه امروز ميسر نيست برو فردا بيا.
وی افزود: در عالم رؤيا رفتم و فردا و يا چند ساعت بعد آمدم، گفتند: بيا. وارد شدم ديدم كه صحرايی است كه در اين صحراها مقداری خانه به شكل اتاق، اتاق ساختند اول با چوب بستند و وسط آن‌ها را با آجر درست كردند. اتاقی در آنجا بود و ديدم امام سجاد(ع) در آنجا نشستند، چندين نفر هم در آنجا بودند. وارد شدم و امام سجاد(ع) را بوسيدم.
اين مفسر و پژوهشگر قرآن كريم تصريح كرد: امام سجاد(ع) به زبان آذری خطاب به من فرمودند: كتاب را چه نام گذاشته‌ای؟ عرض كردم نامی بر روی آن نگذاشتم. آن وقت به كسانی كه در محضر امام(ع) بودند، گفتم اين كلمه كه امام(ع) فرموده: «الحمدلله الاول بلا اول كان قبله و الآخر بلا آخر يكون بعده» می‌توانيد اين مسئله را هم در باب «ح»، هم در باب «و» و ديگر باب‌ها پيدا كنيد.
وی با بيان اين‌كه نسخه معيار او برای تدوين اثرش نسخه تصحيح شده علامه مجلسی بود، اظهار كرد: اين نسخه با نسخه‌های ديگر فرق‌هايی داشت. من پنج يا شش كلمه را در نظر داشتم، به همين خاطر شروع كردم به پرسش از امام(ع) كه شما اين كلمات را آن طور كه علامه مجلسی نقل كرده بيان فرموده‌ايد يا طور ديگری. من ناگهان بيدار شدم.
آيت‌الله قرشی افزود: تا بيدار شدم از اهل بيت كاغذ و قلم گرفتم و آن مقداری كه از خواب در نظرم بود را به قلم آوردم و از آنجا يقين كردم كه
 بایگانی اخبار

اخبار مرکز
مقالات و كتابهاي قرآني
نشست ها و همايش ها
مراكز و شخصيت ها
پايگا ه ها و وبلاگها
بين الملل

معرفي کتب قرآني
مقالات قرآني
پايان نامه هاي قراني
قرآن پژوهان
پايگاه هاي قرآن پژوهي
نرم افزار هاي قرآني